آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

۰۲
آذر

در بخش اقتصاد، تلاش دولت تدبیر و امید در 5سال گذشته موجب حرکتهایی در  اقتصاد ایران شد که بسیار مثمر تلاشهای هدفمند و طولانی مدت گشته است. باید گفت این حرکتها با مدیریت شخص رییس دولت، دستیار اقتصادی(مستعفی) رییس جمهور، وزیر اقتصاد(مستعفی استیضاح شده)، وزیر صنعت، معدن و تجارت(مستعفی در شُرف استیضاح)، وزیر رفاه، کار و اموراجتماعی(استیضاح شده) و رییس‏ کل بانک مرکزی(مستعفی ممنوع الخروج!)؛ به بهترین شکل ممکن انجام شده و موجب شد تا اقتصاد ایران چنان... ولش کن. مثلاً نرخ تورم نقطه به نقطه و خط به خط و جا به جا همه ­اش یکهویی افتاد پایین و به نسبت همه کشورهای غرب آفریقا و شمال شرقی آلاسکا، به مقدار قابل توجهی کاهش یافت. باور نمی­ کنید؟!! ای بابا! چرا؟! از دیگر حرکتهای چشمگیر اقتصادی در این 5سال، برابری ارزش پول ملی با واحد بین ­المللی چندرغاز است که البته هنوز اعلام عمومی نشده و مسئولین اقتصادی دولت دارند بفرما می ­زنند که کی این خبر شگفت ­انگیز را به مردم اعلام کند. در بخش اقتصادی، همچنین سقوط آزاد و رها و دل ­انگیز ارزش سهام شرکتها و سازمانهایی قابل ذکر است که در بورس فعال بودند. این شرکتها موفق شدند سهام خود را بدهند و مقدار مشخصی خروس ­قندی دریافت کنند. از سویی بانک مرکزی سکه­ هایش را فروخت به همه ‏ی چندنفر انسان کارآفرین که مهریه زنشان را بدهند و با خیال راحت کار بیافرینند. حتی مالیات هم از آنها نگرفت و حتی ‏تر بعضی ‏هایشان پول نداشتند سکه بخرند، بدون ضامن و کارمزد وام جور کرد برایشان و نگذاشت یارانه ‏شان قطع شود تا بتوانند قسطهای وام را - اگر دلشان خواست - بدهند.

در بخش صنعت، معدن و تجارت؛ یعنی چنان رونقی به بخش صنعت کشور وارد کرد که از آن طرف سازمان تجارت جهانی زده است بیرون! به جان عزیزتان با همین چشمهایمان دیده­ایم که می­گوییم. شرکتهایی که تا دیروز یعنی قبل از 5 سال قبل و علی رغم تحریمها، یک شیفت و بعضاً دوشیفت کار می­کردند و عرق می­ریختند، تعطیل شدند یا کارگرانشان برای گذراندن دوره اوقات فراغت به حومه پارک محله اعزام شدند. مثال تازه و نزدیکش همین نیشکر هفت­ تپه خوزستان که سال 94 حدود 5400 خانواده سر سفره ­اش «بودند»!

معادن کشور ولی هنوز مشغول کار هستند، با یک فرق! آن هم اینکه هرچه صنایع تبدیلی بی ­مصرف و اَخ و تُف این وسط بوده را برداشته ­اند و آنچه از معدن درمی ­آورند همانطور پاک و پاکیزه می ­فرستند برود خارج تا کارگران خارجی دستهایشان معدنی شود و آنها را تبدیل به چیزهای قشنگ قشنگ کنند برگردد ایران! صنعت هم که نیازی به گفتن ندارد و اغلب شما در جریان رشد و توسعه و گسترش و زیادشدن و خیلی چیزهای دیگر شدن صنعت در این 5 سال دولت تدبیر و امید هستید. نیستید؟! خُب دیگه به این دولت رأی دادید!! در ادامه همین رونق چشمگیر صنعت و معدن و تجارت، صنایع وابسته مثل حمل و نقل و قطعه­ سازی و ماشین ‏آلات سنگین و مصالح و خدمات و اینها هم از دورِ فعالیت خارج شده ­اند و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست. از یابنده تقاضا نمی­شود!

 در بخش فرهنگ هم خدمات بیشماری از این دولت طی 5سال گذشته دیده­ایم و همین الان 20 30 تا از آن خدمات در ذهنمان هست ولی چون خانواده نشسته نمی ­توانیم بگوییم. هرکس خواست بعداً بیاید تلگرام قهوه ­ای تا بگوییم (توضیح: فیلترشکن نمی­خواهد تازه سرعتش هم بالاتر است).

در پایان و در بهترین جای گزارش، به بخش سیاست خارجی می­رسیم که تازه گُل عملکرد دولت در این بخش است و تا حالا ما هیچی از عملکرد دولت نگفته ­ایم، نخندید جدی می­گویم! از بازگشتن عزت و شوکت و بروبچ به گذرنامه ایرانی که بگذریم باید از مذاکرات فشرده و گاهاً خیلی فشرده تیم مذاکره کننده کشورمان با تیم مذاکره کننده کشورهای دیگر یاد کنیم که خیلی حال داد و خوش گذشت کلاً! حالا بعضی­ها می­گویند چندنفر از اعضای تیم ما جاسوس تیم آنها بوده ­اند یا دیده شده که درباره چیزهای خصوصی ما با آنها مذاکره کرده ­اند، خُب بگویند! مگر توی اتاق ما شنود گذاشته بودند ما چیزی گفتیم؟! مذاکرات خیلی هم عالی و خوب بوده و بعد از برچیده شدن انرژی هسته ­ای و بتن و پذیرش برجام و امضای کری تضمین است و خروج آمریکا و رفتن همه شرکتها و سرمایه ­گذاران خارجی و بسته شدن راههای تأمین غیررسمی و گسترش تحریمها و توهین به مسافران ایرانی در کشورهای دیگر و شهادت زائران ایرانی در عربستان و راه ندادن سفیر ایران به آمریکا و زندانی شدن دیپلماتهای ایرانی در اروپا و گروگانگیری سربازان مرزبان و بعضی چیزهای دیگر، اگر این FATF را هم امضا کنیم... هِعیییییی... کارشناسان باتجربه وزارت خارجه حتی آن را قطعه قطعه به مجلس آوردند که خیلی معلوم نشود چی تصویب می‏شود، بازهم برخی نمی‏گذارند. با چه زبانی باید گفت که این را قبلاً امضاء... چه ربطی به خروج آمریکا از معاهده پاریس دارد؟... اصلاً اگر FATF تصویب نشود هِی گورخرهایتان فرار می‏کنند، حالا خوددانید!


منتشر شده در راه راه

  • بهزاد توفیق فر
۱۳
مرداد

قدیم ترها که می گویم شما یادتان نمی آید خدابیامرزد زمان پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان، تقریبا هیچ چیز نداشتیم و تقریباً همه چیز عمومی اش موجود بود و مورد استفاده، مثلاً تلفن عمومی بود سرخیابان یا اگر شانس می آوردیم سرکوچه – که یک آپشن محسوب می شد برای خانه – یا مثلاً حمام که اغلب از عمومی اش استفاده می کردیم و خصوصی اش هم عمومی بود(یعنی حمام خصوصی ، داخل همان حمام عمومی بود که به آن "نمره" می گفتند) لباسشویی هم کسی نداشت و باید لباسهای باارزش تر را می دادیم خشکشویی و فقط او ماشین مخصوص لباسشویی داشت. یخچالها هم کوچک بود و اغلب بدون فریزر بلکه به جای فریزر، جایخی کوچکی داشتند بعضی هاشان! اگر دنبال فِر یا چیزی شبیه به آن می گشتی در خانه، به تو می خندیدند و می گفتند: مگه اینجا نونوایی یا قنادیه که فِر داشته باشه؟! کمتر پیدا می شد خانه ای که مبل، میزناهارخوری، توالت فرنگی، سینما، رایانه و چیزهایی از این دست داشته باشد و اغلب از نوع عمومی اش استفاده می شد. مهم تر از همه اینها، خودرو بود که خیلی ها نداشتند و با اتوبوس یا سایر وسائل نقلیه عمومی تردد می کردند چه در سفرهای برون شهری و چه درون شهری. الان اما عادت کرده ایم به اینکه از همه اینها نه تنها در خانه، بلکه شخصی اش را داشته باشیم و اگر نداشته باشیم انگار هیچ چیز نداریم و آنقدر می دویم تا آن را داشته باشیم. فریزر، ماشین لباسشویی، سینمای خانگی، رایانه، ماشین ظرفشویی، فِر در ابعاد و انواع مختلف، میز ناهارخوری و مبلمان که دیگر عادی شده، همه باید خودروی شخصی، تلفن شخصی و رایانه شخصی را هم حتما داشته باشیم. بگذریم از هزینه خرید و نگهداری همه اینها که قبلترها نبود و الان هست، این جنبه شخصی بودن همه چیز و از هر چیزی شخصی اش را داشتن، معضل خیلی بزرگی است که فکر نمی کنم کسی تاحالا به آن توجه کرده باشد.

آن عمومی بودن گرچه سختی هایی داشت اما خیلی خیلی ما را به هم نزدیک می کرد، یک فرهنگ بود استفاده کردن باهم یا قرض گرفتن و قرض دادن وسائل به همدیگر.. فرهنگی که زمینه ساز خیلی چیزهای خوب و مثبت دیگر بود در سبک زندگی ما.

علاوه بر این فرهنگ، حس غرور، خودبزرگ بینی، افسردگی، گوشه گیری، جئاافتادگی و خیلی از این حس های به دردنخور و آدم خراب کن را از ما دور می کرد. ولی حالا با این وضعیتی که برای خودمان درست کرده ایم، نمی دانم آخر و عاقبتمان به چه روزی خواهد کشید؟ امروز صبح که داشتم به محل کار می آمدم، دیدم که جلوی هر خانه ای مشغول ساخت یک دست انداز هستند. یعنی هر همسایه ای گفته چرا من یک دست انداز جلوی خانه ام نداشته باشم تا سرعت ماشین ها را کم کند؟! یعنی کارمان به جایی رسیده که به دنبال دست انداز شخصی هستیم برای خودمان!!

 

  • بهزاد توفیق فر
۰۷
ارديبهشت

مردی شتری بی‏ صاحب و سرگردان یافت. پیش قاضی رفت تا حکم حلال کردن آن بداند. قاضی پاسخ داد: باید سه روز کامل در سراسرشهر شتر را بگردانی و جار بزنی که پیداشده، اگر صاحبش پیدا نشد، حلال است.

مرد، از فردا افسارشتر را گرفت و درشهر می گرداند، بلند فریاد می‏زد: آهاااای اهاااااالی ... این شتر... وناگهان صدایش را کاملا آهسته می‏ کرد و ادامه می‏ داد: پیدا شده...!

دولت یازدهم و شتر گمشده

بابررسی کارنامه دولت یازدهم و بااندکی دقت می‏توان دریافت که اغلب نه همه اتفاقات روی داده در فضای کشور، چه درزمینه‏ سیاسی و چه در زمینه‏ های اقتصادی، فرهنگی و ... مصداق حکایت بالاست. دولت یازدهم بااستفاده از رسانه ‏های مرتبط خود! که پیش از این یا به تازگی، به جرگه "دوستان" وارد شده ‏اند. درابتدا و با صدای بلند خبری را اعلام کرده و مدتی طولانی با شانتاژ رسانه‏ ای و اظهارنظرهای موافقان، "خبر خاص" را به "شکل دلخواه" به گوش عموم مردم در پایین‏ ترین سطوح نخبگی می‏ رساند. آنگاه بعد از یک یا چندماه که شایعه کاملا گسترش یافت و تاثیرات موردانتظار خودرا برجای گذاشت به آهستگی و درگوشی خبر را تکذیب کرده یا به اعلام کوتاه "نتیجه بررسی" مراجع ذیربط اکتفا می کند. صدالبته در این راه، استفاده اغلب مردم از شبکه ‏های اجتماعی همراه و "شایعه ‏پذیری ذاتی" ایرانیان را بزرگترین کمک و تسهیل‏ گر می ‏توان به حساب آورد.

قبل از اینکه نظر خود را زیرلب زمزمه کنید یا از پشت عینک موافق / مخالف، به مطلب نگاه کنید، ادامه نوشته را مطالعه فرمایید

  • بهزاد توفیق فر
۰۱
ارديبهشت

نوشته: آندره‌آ اُستوجیک
 

در پایان سال 2000، خودکشی‌های پی‌درپی در اداره‌ها و شرکت‌ها اهمیت آسیب‌های ناشی از کار را آشکار ساخت. بحران اقتصادی کنونی تا چه اندازه باعث افزایش این پدیده‌شده‌است؟ جابه‌جایی‌هایی محیط کاری، بسته شدن بعضی از شرکت‌ها و کارخانه‌ها، کاهش حقوق، تعدیل نیرو و ... از جمله پیامدهای دوره بحران اقتصادی است. این عوامل چه تاثیری روی سلامت حقوق‌بگیران دارد؟ روانپزشک، پاتریک لژرون(Patrick Légeron)، پایه‌گذار دفتر مشاوره‌ی « انگیرش» و هم‌نویس گزارش خطرات روانی-اجتماعی که در مارس 2008 به وزیر کار فرانسه ارائه شد، می‌گوید: «پدیده‌ استرس ناشی از کار در سال‌های 1970پدیدار شد که طی آن تحولات بزرگی در محیط‌های کاری به وجود‌ آمد. همه فکر می‌کردند که با توسعه‌ی ماشین‌ الت و کامپیوترها، سختی‌های ناشی از کار کاهش می‌یابد، اما آسیب‌های جدید روانی ظاهر شد. در دهه‌های بعد از آن، استرس‌های ناشی از کار به موازات بحران‌ها پیش نرفت. به طور حتم نمی‌توان گفت که مشکلات ناشی از استرس، کاملا با بحران‌ها و محیط اقتصادی مرتبط است.


وی در ادامه به تحقیقی اشاره می‌کند که به مقایسه‌ی تشدید بحران اقتصادی و افزایش خودکشی‌ها در یونان و چند کشور اروپایی پرداخته‌است: « در این پژوهش بین دو عامل شباهتی وجود داشت اما آیا می‌توانیم به صراحت بگوییم که علت افزایش خودکشی ها، بحران اقتصادی‌است؟

  • بهزاد توفیق فر
۱۰
آذر

نفاق

پیش از این فکر می کردم این بیماری نیز مانند سایر رذایل اخلاقی که در ادیان آسمانی از آنها نهی شده است، در رده بندی مسائل دینی و اخلاقی جای می گیرد و امری کاملا شخصی است اما با تجربه تازه ای که در چند ماه اخیر و هم زمان با مطالعه درباره فرهنگ سازمانی داشتم معلومم شد که نفاق نه تنها یک امر اخلاقی نیست ونوعی بیماری روحی محسوب می شود بلکه کاملا در تاثیر وتأثر با زندگی روزمره و بالتبع موثر در مدیریت منابع انسانی سازمان هاست.

خیلی مختصر ومفید، تعریف "نفاق" تفاوت فاحش بین عقیده، سخن و رفتار از یک سو و تفاوت در سوگیری و رفتار در بازه های زمانی بسیار کوتاه(درحد چند دقیقه) است. این بیماری مهلک، کاملا مسری است و بدتر از آن اینکه انسان معمولی - که آمادگی و آگاهی لازم را ندارد - بدون آنکه متوجه شود، به آن مبتلا می شود:

امام حسن عسگری(ع):

أَلاِْشْراکُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
  شرک در میان مردم، از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.
تحف العقول، ص486

مقصود از شرک در این حدیث شریف، همان نفاق در عقیده و رفتار است بدین معنا که انسان، علی رغم آنکه ادعای پرستش خدا را دارد اما در عمل، به پرستش شهرت، قدرت، پول یا ... مشغول است. 


وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُۆْمِنِینَ (8، بقره)

جالب توجه آنکه در این حدیث شریف امام(ع)، این بیماری را مختص به گروه یا طبقه ای خاص از مردم ندانسته و شیوع آن را فراگیر و جهانشمول می دانند. یعنی حتی این بیماری به مسلمانان نیز محدود نشده است. از همین دلیل، معنای برشمرده برای "شرک" نیز تایید می گردد.

نفاق

رفتارهای زشتی مانند: خبرچینی، غیبت، بدگویی، دروغ و رفتارهایی مانند زیرآب زنی و... که موجب خروج کارکنان فعال و متعهد و جایگزینی پرسنل بی انگیزه، تنبل و بدون دلبستگی در سازمان می شود، اگر نگوییم صددرصد، نود و نه درصد از تبعات این بیماری است. بخصوص با توجه به ساختار هرمی و ازبالابه پایین اغلب سازمان های ایرانی (چه رسمی و چه غیررسمی)، توجه به شیوع این بیماری در مدیران میانی و سرپرستان، لازم و حتی اورژانسی به نظر می رسد. از ژایین ترین مراحل این نفاق در سازمان، سلام گرم و مخلصیم و تعارفات معمول است درحالی که طرفین به خون هم تشنه اند. همین نفاق، بی اعتمادی عمومی و عمیقی را نیز به دنبال می آورد که همه از نتایج و تاثیرات مهلک آن باخبریم.

بیماری نفاق، عوارض و تاثیرات منفی سایر بیماریهای خطرناک روحی و جسمی مانند تکبر، دروغ، ریا، غیبت، تهمت، کینه و... را نیز به دنیال دارد و صدالبته این بیماری نیز مانند سایر بیماری های مهلک، منجر به مرگ می شود، مرگ دل، مرگ انسانیت، مرگ بینایی، مرگ شعور و ... صم بکم عمی فهم لا یعقلون (171، بقره)

مدیران ارشد سازمانها و موسسات، بیش و پیش از هرچیز برای نجات سازمانشان، نه به استراتژی و منابع مالی و بازاریابی، بلکه به مقابله با شیوع این بیماری توجه کنند.

  • بهزاد توفیق فر
۲۴
آبان

دکتروحید یامین‌پور در غرفه پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی حضور یافت و در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ نیوز، نقش شبکه های اجتماعی را در پیشبرد اهداف فرهنگی مفید البته آسیب پذیر عنوان کرد. مشروح این گفت‌وگو به شرح زیر است.

فرهنگ نیوز: با توجه به حضور چشمگیر جبهه فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی، آیا این گرایش را روندی مثبت می‌دانید؟ و آیا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی را می‌توان حرکتی فرهنگی به حساب آورد؟

شکی نیست که فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی به هر حال فرصتی را ایجاد می‌کند که می‌توان از آن برای انتقال اخبار و شکستن انحصار رسانه‌ای جبهه معارض بهره گرفت. منتها من این فضا را بدون آسیب و بدون آفت نمی‌بینم. آفتش را هم نه از باب آفت‌های اخلاقی که همه بیان می‌کنند که ممکن است آدم از فضاهای غیر اخلاقی و… سردرآورد، خیر.

نگاه من نگاه پدیدار شناسانه است، یعنی معتقدم این شبکه‌ها به تدریج اخلاق و خوی خاص خودشان را تولید می‌کنندو به تدیج یک زندگی دوم(second life) برای کسانی که خیلی از وقت‌شان را در فضای برخط صرف می‌کنند، تحمیل می‌کنند. و به نوعی آنها را از دایره فرهنگ خارج می‌کنند. چون شبکه‌های مجازی و اجتماعی و کلا فضای سایبر یک تربیت ویژه  و منطق ویژه‌ای را اقتضا می‌کند که خیلی با منطق خلوت و درنگ و منطق تفکر و منطق ارتباط چهره به چهره(face to face) سازگاری ندارد و در تعارض با اینهاست.

لذا ما باید حواسمان باشد که علی رغم استفاده و حضور در این فضا حق نداریم زندگی دوم داشته باشیم، حق نداریم کار فرهنگی را صرفا در کار خبری خلاصه کنیم. این خیلی اجحاف است که فکر کنیم کار فرهنگی یعنی کار خبری کردن، تسلسل پیام‌ها و خبرهای مکرر که حتی واجد مضامین دینی باشند آنها را از مضمون و محتوا خالی می‌کند و دریافت کننده این پیام‌ها و اخبار دیگر درکی از آن معنا نخواهد داشت و در واقع معنازدایی می‌شوند و این خیلی اتفاق بدی است.

http://www.farhangnews.ir/content/87433

  • بهزاد توفیق فر
۱۱
مهر

نمی دانم تاکنون به دو خصوصیت اخلاقی ایرانیان توجه کرده اید یانه! دوخصوصیتی که می توان گفت جزئی ازفرهنگ ماشده و مثل هر خصوصیت فرهنگی دیگر سبک زندگی ورفتارمارا تحت تاثیرخودقرارداده است.

اول اینکه اغلب ما دوست داریم از بسته ای که کامل است محصول موردنظرخودراانتخاب کنیم. مثلا وقتی جعبه های ماست برای ناهار پرسنل روی میز است همه دوست دارند از بسته کاملتر ماست بردارند و معمولا دو-سه ماست آخری درظرف می مانند تا کارگررستوران آنهارا روی بسته کامل(پر) بگذارد به همین دلیل بسته های نیمه پر در پایان ناهار باید یکی شوند. درمهمانی های بزرگ یا سفره های پذیرایی نیز این خصوصیت در علاقه مهمانان برای برداشتن غذا از ظرفهای دست نخورده و کامل به وضوح دیده می شود.

دوم خصوصیتی است که درقالب یک اصطلاح مورد استفاده فروشندگان و... قرار می گیرد:" همین الان بسته اشو بازکردم". یعنی محصول من آنقدرتازه است که همین الان بسته اش را بازکرده ام... دوست داریم از بسته تازه بازشده برداریم، بخریم، بگیریم یا انتخاب کنیم

نکته جالبی که می خواهم بگویم وبرای گفتنش این مقدمه را چیدم استفاده از این دوخصوصیت فرهنگی ایرانیان است برای افزایش فروش. فروشگاه های زنجیره ای جانبو که مدیرت آن از کشور ترکیه است به خوبی ازاین دوخصوصیت فرهنگی استفاده کرده است ودرفروشگاههای خود برخلاف معمول فروشگاههای بزرگ زنجیره ای که محصولات را از جعبه خارج کرده وداخل قفسه ها می چینند، محصولات را باهمان جعبه های خودشان روی قفسه ها می گذارد و اندکی از روی جعبه ها را باز می کند تا مشتریان بتوانند از محصول داخل جعبه بردارند. به محض خالی شدن ردیف اول جعبه نیز، توسط کارگران با همان محصول پر می شود. یعنی دائما جعبه های محصولات لبالب از محصول وگاها بیشتر از ظرفیت جعبه از محصول پر هستند.

باتوجه به دوخصوصیت پیش گفته خودتان فروش این نوع چیدمان را حساب کنید...

  • بهزاد توفیق فر
۰۸
مهر

تغییرات نباید همیشه از بالا به پایین ایجاد شوند

گفته مشهوری وجود دارد که می‌گوید افراد از کارفرمایان خود استعفاء می‌دهند نه از شغل خود. معمولا زمانی که رئیس یک سازمان خوب نباشد فرهنگ نیز نمی‌تواند خوب باشد. بخشی از این مشکل به این دلیل است که فرهنگ سازمان از بالا تعیین می‌شود و به پایین راه می‌یابد. 59 درصد از کارکنان معتقدند که مدیر عاملان و دیگر رهبران ارشد، مسئول و متولی تغییر فرهنگ هستند. 41 درصد باقی‌مانده احساس متفاوتی دارند و امیدواریم که روزی 100 درصد افراد اینگونه فکر کنند. کارکنان نیز می‌تواند بر فرهنگ تاثیرگذار باشند.

ممکن است تعریف فرهنگ سازمانی سخت باشد، اما به طور عمده، رفتار منحصر به فرد، باورها، نگرش شرکت شما و طبیعت سازمان را می‌توان به عنوان فرهنگ آن تعریف کرد. همچنین فرهنگ یک ماموریت، علایق و راهی برای برقراری ارتباط است. فرهنگ در مورد افراد است و افراد پیچیده هستند. اگر سازمانها به همان اندازه که به فکر طراحی استراتژی کسب‌وکار و برنامه ریزی فروش هستند به فکر توسعه و پرورش فرهنگ سازمان نیز باشند بسیار خوب است. اما حقیقت این است که معمولا اینگونه نیست. بنابراین اگر فرهنگ سازمانتان اوضاع مناسبی ندارد، به فکر اقدام باشید و به سازمان و خانواده کاری جهت احیای فرهنگ سازمانی کمک کنید.

در اینجا هفت کاری که می‌توانید برای ایجاد یک تاثیر معنادار انجام دهید تا بتوانید اوضاع اطراف خود را تغییر دهید، باهم خواهیم دید:

  • بهزاد توفیق فر
۲۶
مرداد

گاهی اوقات، اتفاقات یک چهارشنبه شب گرم مهتابی کافی است تا یقین پیدا کنید «تاریخ تکرار می‌شود؛»، گرچه ممکن است یک سر این اتفاقات، در خانه «لورن باکال» -ستاره سال‌های دور هالیوود- در ساختمان مشهور داکوتای نیویورک و سر دیگر آن در هشتمین جشن انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران در ایوان شمس تهران باشد.

1-آمریکای بعد از جنگ جهانی و دوران جنگ سرد؛

به گزارش رجانیوز، وقتی جنگ جهانی دوم، با همه‌ی آثار ویرانگرش به پایان رسید، همان‌طور که پیش‌بینی می‌‌شد، سیستم دوقطبی جدیدی با قدرت گرفتن شوروی و آمریکا در جهان شکل گرفت که در دو سوی این بردار، دو سیاستمدار عجول و متوهم قرار داشتند؛ «هری ترومن» به‌عنوان نمادی از کاپیتالیسم و «ژوزف استالین» به عنوان مظهر کمونیسم.

ترومن که در 12 آوریل 1945 به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد، پایه‌گذار نوعی توهم توطئه‌ی مدرن در دکترین سیاست خارجی آمریکا و آغازگر دوران موسوم به «جنگ سرد» است که این سیاست او تا چهار دهه‌ی بعد هم ادامه پیدا کرد. در نتیجه این توهم توطئه، نابودی متحد دیروز آمریکا در مقابل نازیسم، یعنی شوروی و محو آن از نقشه‌ی جهان، به اولویت نخست سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل ‌شد. فرض مقامات آمریکایی بر این بود که کمونیست‌ها به دنبال صدور انقلاب خویش هستند و لذا پیگیری مسائل داخلی باید به نمایندگان معتمد دولت سپرده شود تا بتوانند از نفوذ کمونیسم در داخل کشور جلوگیری نمایند. یکی از این نمایندگان سناتور «مک‌کارتی»، نماینده‌ی جمهوری‌خواه سنا بود.

سناتور جوزف مک‌کارتی

مک‌کارتی سناتوری است که جهان او را با سخنرانی مشهوری که در بین گردهمایی زنان حزب جمهوری‌خواه آمریکا در شهر ویلینگ واقع در ویرجینیای غربی بود، می‌شناسد. او در این سخنرانی اشاره به لیستی 205 نفره می‌کند که با اسناد معتبر، وابستگی آن‌ها به کمونیست‌ها یا طرفداری و هواداری این طرز تفکر اثبات می‌شود. این سخنرانی بلافاصله در رسانه‌های دولتی آمریکا ضریب می‌گیرد و تحت تأثیر فضاسازی انجام شده، تا چهار سال جامعه‌ی آمریکا به‌خصوص سه قشر کارمندان سیاسی دولت، هنرمندان و فرهیختگان، بی‌مهری‌های عمیقی را تجربه می‌کنند. طی سال‌های 1950 الی 1954 میلادی است که اسم سناتور جوزف مک‌کارتی به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار در عرصه‌ی سیاست و حکومت ایالات متحده‌ی آمریکا علی الخصوص حد فاصل جنگ سرد شوروی و آمریکا (1945 الی 1989 میلادی) شناخته می‌شود. جالب آنکه گرچه روزنامه‌هایی مثل نیویورک تایمز بازتاب گستردهای از سخنرانی او در همان زمان داشتند، اما سند این سخنرانی مشهور مک‌کارتی که در فوریه 1950 ادعای کمونیست بودن 205 نفر را مطرح می‌کند، تاکنون در هیچ کتابخانه‌ای پیدا نشده است.

  • بهزاد توفیق فر
۱۷
ارديبهشت

عباس دست طلا

اهمیت و برجستگی کار حاج عباس دست‌طلا و دوستانش در دو چیز است: «سرعت در تعمیر» و «توقف‌ناپذیری». هیچ چیز در مسیر حرکت این جماعت مانعی ایجاد نمی‌کند. نه کمبود گاه به گاه ابزار و وسایل، نه بدقلقی فلان مسئول مربوطه. اصل و اساس راه انداختن کار است؛ تعمیر چرخ جنگ است. این‌قدر این کار را با وسواس انجام می‌دهد که آدم در می‌ماند. این بخش را ببینید:

 
(از متن کتاب)
طاق آمبولانس را چند بار دید می‌زنم. مجتبی لجش گرفته:
- بس نیست؟! چقدر طاق را دید می‌زنی؟ همه‌ی صافکارها یک بار رو‌به‌روی ماشین می‌ایستند و نگاه می‌کنند، بعد هم درستش می‌کنند و دیگر کاری ندارند که چه می‌شود. تو هم از بالا می‌بینی، هم از پایین، هم از چپ، هم از راست، بغل، روبه‌رو، زیر و رو ... بابا! چه خبرت است؟!
حس می‌کنم کمی خسته شده. لبخندی حواله‌اش می‌کنم:
- طاق آمبولانس باید محکم باشد و سفت بشود تا وقتی که می‌رود توی دست‌انداز و بالا و پایین می‌افتد، صدا ندهد. آمبولانس همه‌اش می‌رود خط مقدم، اگر طاقش صدا بدهد، راننده فکر می‌کند با گلوله دارند او را می‌زنند. می‌ترسد و یک وقت برمی‌گردد عقب. (صفحه‌ی ۲۰۴)
 
***
اگر می‌خواهید یک داستان در مورد اقتصاد مردمی و مقاومتی بخوانید و منظور اشارات و تصریحات چندباره‌ی رهبر انقلاب در این زمینه را بیابید، این کتاب یک پیشنهاد ویژه است.
  • بهزاد توفیق فر