آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۶
مهر

 

آرزو

سازمان هواشناسی کشور به سازمان «غافلگیری و اتفاق» تغییر نام می‏ یابد. سخنگوی این سازمان در نشست خبری دوره ‏ای که روی سقف اداره‏ کل هواشناسی مازندران تشکیل شده بود ضمن اعلام این خبر، دلیل تغییر نام سازمان هواشناسی را، غافلگیری مداوم مسئولین دولتی و شهرداریها عنوان کرد و افزود: ما دیدیم هرچند ما بارندگی، وقوع سیل و آبگرفتگی را یکماه جلوتر پیش ‏بینی می ‏کنیم و حتی در همه بخشهای خبری هم اعلام می ‏کنیم؛ باز هم مسئولین ادارات و شهرداریها غافلگیر می‏شوند و عملاً کار چندانی برای پیشگیری از خسارات نمی‏ توانند انجام دهند. لذا زین پس به جای واژه مجعول و نامأنوس «هواشناسی» از واژه پارسی و ایرانی، «غافلگیری» استفاده می‏ کنیم تا مسئولین با خیال راحت بدانند که چه وقتهایی از سال باید غافلگیر شوند و چه موقعهایی باید با اتفاقات پیش بینی نشده روبرو گردند. وی آرزویی نداشت.

 توئیزر

دیپلمات

سفیر ترکیه در لبنان فاش کرد، عربستان ۵ میلیارد دلار به ترکیه پیشنهاد کرده است تا در ازای آن، پرونده قتل جمال خاشقجی را دیدی، ندیدی! چندی قبل، جمال خاشقچی ضمن مراجعه به سفارت عربستان در ترکیه، خواستار ثبت ازدواج خودش شده بود اما مسئولان سفارت با کمک همکارانی از رژیم صهیونیستی توانستند وی را به قطعات مساوی تقسیم و به جامعه جهانی تقدیم کنند. رئیس جمهور آمریکا ضمن ابراز خرسندی از روش جدید ثبت ازدواج، در پیامی از شاه و ولیعهد عربستان تشکر کرد و در پایان افزود: نگفته بودی شیطون!

سخنگوی وزارت امورخارجه ایران نیز در واکنش به این اقدام، دستگری و زندانی شدن دیپلمات ایرانی توسط آلمان را کار خیلی بدی توصیف کرد و ادامه داد: اگر عربستان نصف آن 5میلیارددلار را به خود جمال خاشقچی می ‏داد، خودش می‏ رفت و خودش را قطعه قطعه می‏ کرد، اینقدر هم دردسر نداشت!

 

تی نخی

یک مقام آگاه در انجمن داروسازان ایران از گرانی دارو به هرحال، خبرداد. وی که در گفتگوی تلفنی با خبرنگار ما شرکت کرده بود خواست به اطلاع همه مردم برسد که قیمت دارو هیچ ربطی به پایین آمدن قیمت ارز ندارد و به هرحال بالا می ‏رود. این مقام آگاه دلیل گرانی قیمت دارو را گرانی پاکت قرص اعلام کرده و افزود: ما که نمی‏ توانیم دارو را در کاغذ دفتر مشق بچه بپیچیم بدهیم دست مردم! وی در ادامه، ضمن تکذیب هرنوع ارتباط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با دارو؛ از گران شدن «تِی‏ نخی» خبرداد و اظهار امیدواری کرد که با واگذاری ارز دولتی به تی نخی، نظافتچی شرکت داروسازی بتواند ارزانتر این وسیله مهم را تهیه کرده و با این کار، قیمت تمام شده دارو در کشور کاهش یابد!

 

  • بهزاد توفیق فر
۲۵
مهر

جز جیگر

«منگ هانگ وی» پیداشد. رییس اینترپل که چندی قبل، از ساختمان پلیس بین‏ الملل در فرانسه خارج و تا این لحظه مراجعت ننموده است، در چین پیداشد ولی خانواده ‏ای را از نگرانی نرهانید. همسر فرد مذکور، گم‏ شدن وی را بی ‏ارتباط با مَنگ بودن او دانست و تأکید کرد که اسم شوهرش منگ است و خودش مَنگ نیست! این همسر درحالی که به پهنای صورت اشک می‏ ریخت در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه حالا شوهرت کجاست، گفت: منگ، پس از خروج از محل کارش ساختمان مرکزی پلیس بین‏ الملل(اینترپل) در فرانسه، توسط وزارت امنیت چین! بازداشت شده و برای پاسخ به چند سوال ساده به ساختمان این وزارتخانه در چین هدایت شده است. خانم هانگ، شایعه ماروباش رودیوارِ کی یادگاری نوشتیم، را تکذیب کرد و ضمن زدن مشت به سینه ‏اش، برای پلیس بین ‏الملل آرزوی جِزِجیگر کرد با این رئیسش!

 

شیشه رفلکس

سخنگوی موافقین CFT در مجلس به انتشار لیست اسامی مخالفین تصویب CFT واکنش نشان داد و گفت: حالا مثلاً که چی؟ وی که از انتشار این لیست خیلی عصبانی بود در میان خبرنگاران اضافه کرد: حالا که آنها رفته‏اند و اسمهای خودشان را منتشرکرده ‏اند ماهم می‏رویم. وی در پاسخ به سوال، کجا می‏روید؟ با قاطعیت گفت: قربان عمه ‏مان! سخنگوی مذکور از هرنوع شفافیت انتقادکرد و از دولت خواست تا لایحه «مبارزه با هرنوع شفافیت، حتی یک‏ ذره» را به مجلس ارائه کند. وی قول شَرف داد که درصورت ارائه این لایحه به مجلس، خودش دور بیافتد و رأی بقیه نمایندگان لیست را بگیرد، بیاورد، بدهد!

درپایان این نشست، حاضرین خواستار دودی شدن همه شیشه ‏ها و عینکها شده، از قوه قضاییه خواستار راه اندازی دادسرای ویژه برای شیشه ‏های رفلکس(آیینه ‏ای) شدند.

 

واقعاً چرا؟!

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از خبرنگاران پرسید: «چرا پول حاصل از گرانی ارز و نفت به مردم نمی‏رسد؟» وی که در جمع خبرنگاران از آنها سوال می‏کرد، افزود: مگر نه اینکه با بالا رفتن قیمت ارز و نفت، درآمد دولت چندبرابرشده، پس کو؟ این نماینده مجلس همینطور که از خبرنگاران سوالات خود را می‏پرسید، از خبرنگاران خواست که به سوالات وی پاسخ دهند و از شفافیت نترسند. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در ادامه به بیان مزایای شفافیت پرداخت و یکی از وظایف ذاتی نمایندگان را سوال از خبرنگاران دانسته، ابراز امیدواری کرد که در آینده ‏ای نزدیک بتواند از خبرنگاران بیشتری سوال کند و حتی در دوره بعدی رأی بیاورد. گفتنی است درپایان این نشست خبری، هیچ‏یک از خبرنگاران نتوانست پاسخگوی سوالات این نماینده مجلس باشد، پس آنگاه همگی به خانه ‏های خود رفتند.


منتشر شده در وطن امروز 97/07/24

  • بهزاد توفیق فر
۱۸
مهر

خبرنگار خبرگذاری صداوسیما: پس از تعطیل شدن برنامه «حاشیه ‏های پزشکی» و تشکر وزیربهداشت از صداوسیما برای تعطیل شدن این برنامه و درخواست ایشان برای تعطیل شدن همه برنامه‏ ها و کارها و حرفها و افرادی که به هرنوع از دولت انتقاد می ‏کنند یا به هرشکل سرشان به تنشان زیادی کرده است، با هماهنگی اداره «تعریف و تمجید مستمر»، مصاحبه‏ ای ترتیب دادیم با آقای دکتر فارسی‏ ساز، مدیرکل «دفتر راهنمایی ‏های فارسی و واژه‏ های موردنظر» این وزارتخانه؛ که در ادامه می‏ خوانید:

 

وزیر بهداشت کتاب  بیشعوری


+ سلام آقای دکتر و ممنونم که وقت ذیقیمت خودتان را در اختیار این بنده حقیر فقیر سراپا تقصیر قراردادید.

- عیبی نداره

+ اگر در ابتدای صحبت، امر خاصی هست بفرمایید تا من سوالات را مطرح کنم؟

- امر خاصی نیست. فقط مراقب باش اگه دری وری بگی میگم از صداوسیما بندازنت بیرون.

+ بله! چشم. به عنوان سوال اول می‏خواستم بپرسم که جسارتاً دفتر راهنمایی‏ های فارسی چه کارهایی انجام میده؟

- خاک برسرت کنن تکفیری بدبخت! فقط سمپاتی یا عضو شدی؟

+ چی؟ سمپاد چیه آقای دکتر؟ فحش مرحمت فرمودید یا تعریف کردید؟

- شما ادامه گروهک فرقانی‏ ها همتون سروته یه آشغالید! مال کدوم خونه تیمی هستی؟

+ البته کُلاً حق باشماست. اما بنده فقط برای اطلاع‏‏ رسانی به مردم و آشنایی بیشتر آنها با تلاشها و خدمات شما پرسیدم.

- آهان! مقداری خاک بر سرت ریخته شود با این سوال پرسیدنت. «دفتر راهنمایی‏ های فارسی» وزارت بهداشت، درمان و غیره؛ خیلی ساده پُر می‏کنه!

+ عذر می‏ خوام کجا رو پُر می‏کنه دقیقاً؟

- دهان شمارو! خُب معلومه ابله! این دفتر جای خالی داروهایی که توی بازار باید باشه ولی نیست، خدمات سلامتی که باید داده بشه ولی نمیشه و خیلی چیزها و کارهای دیگه ‏ای که باید بشود و باشد، ولی نمی ‏شود و نیست را پُر می‏ کند!

+ پس باید خیلی سرتون شلوغ باشه؟

- همینطوره خِنگِ خدا!

+ یعنی اگر من یک نسخه داشته باشم و داروی مورد نظر رو هیچ جا پیدا نکنم باید به دفتر شما مراجعه کنم؟

- لازم نیست! ما خودمون از طریق صداوسیما یا روزنامه ‏های باشعور دولتی اطلاع رسانی می‏ کنیم. البته بستگی به این داره که چه مَرَضی داشته باشی!

+ مثلاً یه چیز ساده... سرطان چطوره؟

- ای کسی که سواد ندارد و از شعور کافی برخوردار نیست! سرطان که دیگه درمان و دارو نمی‏ خواد، مُردنیِ دیگه! حالا امروز فردا نه، دو سه سال دیگه! نمی‏ارزه واسه دو سه سال زندگی بیشتر، اینهمه هزینه کنیم.

+ پس چه بیماری موردنظر شماست؟

- مثلاً گرفتگی عضلات پشت بازو یا هرجای موردنظر دیگه!

+ همین! پس اگر من دچار گرفتگی موردنظر شدم و نتوانستم خدمات موردنیازم را پیدا کنم باید به دفتر شما مراجعه کنم؟

- نه دیگه! نشد. اگر تو دچار گرفتگی عضلات شدی باید خودت بری موضِع موردنظر رو اونقدر بمالی تا خوب بشه. خارجیا به این میگن فیزیوتراپی!

+ چه باحال!

- تازه باحال ‏تر هم میشه!

+ می‏دونستید شما خیلی باحال و کول هستید آقای دکتر؟

- می‏دونستی تو هم خیلی بیریختی؟ ماشینت چیه؟ لابد پراید سوار میشی؟

+ بله!... یعنی نخیر...چرا پرایدِ... البته نظر لطف شماست!

- ولش کن بدبخت! اینی که میگم رو بنویس: این دفتر تونسته خیلی از بیماریهای لاعلاج و صعب ‏العلاج رو با «فارسی سازی» در اختیار عموم مردم رأی دهنده به این دولت قرار بده.

+ ممکنه مثال بزنید لطفاً اگر امکان داره؟

- آره! چرا ممکن نیست عزیزم! چرا رنگت پریده؟ چیزی نیست که... یکی از کارهایی که ما خوب بلدیم، زدن مثال و توسری و اینهاست. مثلاً بیماری مهلک «سرماخوردگی»!

- عجب! چطوری یعنی؟

+ از این پس مردم می ‏تونن به جای درمان بیگانه و نامأنوس «آدولت کُلد»، از روش «گرماخوردگی» استفاده کنن. اگر بخوام به زبون ساده‏تر بگم هرکی سرماخورد یا سینه ‏پهلوکرد یا گلودرد و دردهای مشابه گرفت، می‏تونه به راحتی با خوردن گرما، خودش خودشو درمان کنه.

- وااااای آقای دکتر شما چقد حاذقید واقعاً!

+ جیغ نزن اُسکل، آبرومون رفت!

- همه مردم و مسئولین صداوسیما معتقدند که با این روشی که شما درپیش گرفتید ضمن دستبوسی دیگه نیازی به پزشک و مراکز درمانی دولتی هم نیست؟ درسته؟

- پَ نَ پَ، نصفه! هارهارهارهار... معلومه که نیازی نیست بی ‏عقل جون! چون با وجود تحریم ‏ها، خیلی از پزشکان مجبور شدن ویزیت‏هارو ببرن بالا یا برن بیمارستانهای خصوصی یا حتی همه وقتشون رو توی مطبهای خودشون بدون کارتخوان سَرکنن، لذا ما به این فکر افتادیم که دردهای مردم رو سه قسمت کنیم: دردهای عمیق که نیاز به درمانهای ضروری و فوری داره مثل همون گرفتگی عضلات و سرماخوردگی؛ دردهای نیمه عمیق که باید منتظر بشیم عمیق بشه و خودشون بمالن بِره و بالاخره دردهای کم‏ عمق، مثل سرطان، بیماریهای خاص و... که ارزش زنده موندن و اقدامات حرفه ‏ای پزشکی رو ندارن. البته از طرف مقام محترم وزارت، یک عدد قبله‏ نمای چینی و یک قواره پارچه کفنی مرغوب به این عزیزان اهداء میشه.

+ ممنونم از توضیحات خیلی خوب و حرفه‏ای و انسان‏دوستانه و عسل و طلای شما آقای دکتر عزیز!

- باشه

+ اگر اجازه بدید می‏خواستم یک سوال دیگه از محضرتون بپرسم؟

- بمیری! جون بکن عرض کن به محضرمون!

+ فدای «بمیری» گفتنتون آقای دکتر! راستش یکی از بستگان ما دچار سوختگی شدید در عضو موردنظر شده. می‏خواستم بدونم، سوختگی در کدامیک از این سه گروه درمانی که شما فرمودید قرار میگیره؟

- در هیچکدام! ببین، برای سوختگی موردنظر شما باید بگم که همینه که هست! خودتون رأی دادید حالا هم باید بسوزید و پماد بمالید تا دوره درمان تموم بشه.

+چقد طول می‏کشه؟

- سه سال!

+ جوابهای شما شگفت ‏انگیزِ جناب دکتر

- خودم می‏ دونم!

+ اخیراً یک عده ‏ای گفتن دخترتون با نمره خیلی خیلی بالا در مصاحبه دوره تخصصی پزشکی قبول شده. این ربطی به مسئولیت شما در دفتر داره؟

- اِ... آقای مدیرکل خودشون اومدن. اگر جرأت داری از خودش بپرس!

+ خودش؟! پس مگه شما مدیرکل نیستین؟

- نوچ! آقای مدیرکل رفته بودن توچال با بروبچ صفاکنن. من به جاشون نشسته بودم...


منتشر شده در روزنامه وطن امروز 97/07/17 

  • بهزاد توفیق فر