آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مذاکره» ثبت شده است

۲۳
تیر

اساساً تنش یا برخورد یا دعوا یا کَل کَل یا هرنوع درگیری فیزیکی، شیمیایی، شفاهی، کتبی، پُستی و حتی خودکاری! می تواند زندگی راحت و آرام آدم را به دست باد فنا سپرده و هرچه خورده است را زهرمار کند. به همین دلیل و خیلی دلیل های دیگر – که به خاطر حضور خانواده در اینجا از بیان آنها معذوریم – آدم باید از تنش دوری کند. اما اگر تنش از آدم دوری نکرد و سراغ آدم آمد، باید سریعاً نسبت به «زُدایی» آن اقدام و مراتب را جهت استحضار و صدور دستور مقتضی به رییس اعلام کند.
نویسنده – یعنی من – در این نوشته – یعنی همین که دارید می خونید – قصد دارد تا برخی روش‌های فوری و اورژانسی تنش زدایی را به شما یاد بدهد تا اگر چشم‌تان به تنش افتاد، نترسید، نلرزید، ما همه با همین روش‌ها تنش زدایی کردیم، خیلی هم خوب بود.


۱) روش اول و خیلی قدیمی تنش زدایی این است که هر اطلاعاتی که طرف از شما می خواهد خودتان به او بدهید، برود. حتی اگر طرف، اطلاعات خارومار(= خواهر و مادر) شما را می خواهد، خودتان دودستی به او بدهید. شما که نمی خواهید دچار تنش شوید.

۲) اگر طرف، نمی داند که شما خارومار دارید، خودتان بروید به او بگویید که خارومار دارید و سپس، دودستی اطلاعات خارومار خود را به او بدهید. چرا که ممکن است یک روزی بفهمد که شما خارومار داشته اید و به او نگفته اید، آن وقت با شما دچار تنش شود.

۳) روش دوم زُدایی، دادن زمین و گرفتن زمان است. در این روش، همانطور که از نامش پیداست، شما زمین آباء واجدادی خود را می دهید و از طرف می خواهید که درصورت صلاح‌دید، کمی زمان به شما بدهد. اگر طرف پرسید شما زمان را برای چه می خواهید؟ جواب بدهید که برای انتخاب زمین و دادن آن به شما (یعنی طرف). اینطوری نه تنها طرف، شما را دچار تنش نمی کند، بلکه خنده اش می گیرد و ممکن است زمان بیشتری به شما بدهد.

۴) شاید باورتان نشود اما دادن چیزهایی که بدبو و بدرنگ هستند و می خواهید چه کار، می تواند موجب تنش زدایی شده و احتمالاً.
مثلاً همین نفت! یا انرژی هسته ای! هم بدبو هستند و هم ساعت ۹شب باید با پیژامه راه راه بروید و آنها را در سطل زباله دَردار بگذارید. مصرف کیسه زباله هم بالا می رود. بدهید برود دیگر! تنش ایجاد نکنید!

۵) روش دیگر تنش زدایی، زدن سوت بلبلی یا آن‏‌ور جوی است. بدین معنا که اگر طرف، اموال شما از قبیل نفتکش، سپرده های بانکی، اقلام دارویی و نظامی و… را دزدید، خونسردی خود را حفظ کنید، قلم را در دست بگیرید و با یک پست در فضای مجازی، از طرف درخواست کنید که به اتاقش برود و به کارهای بدی که کرده فکر کند. اگر نرفت (طرف توی اتاقش یا حرف توی کله اش)، همین طرف جوی می ایستید و از همین جا، یک فحش در حدِ: خیلی بدی! یا بچه بی ادب! به طرف می دهید و می روید به کارهای خودتان می رسید. تاریخ دیپلماسی، چنین تنش زدایی به خود ندیده که شما کردید.

۵/۵) در صورت توقیف نفتکش، می‏توانید خودتان را به آن راه بزنید که یعنی مثلاً این نفتکش مال ما نیست. یا حتی اساساً داشتن نفت و «کِش» آن را تکذیب کنید و درباره یکی از سریال‌های تلویزیونی نقد بنویسید، بدهید روزنامه خودتان چاپ کند!

۶) آخرین روش تنش زدایی، پذیرایی با گزآردی و سوهان لقمه و هدیه کردن قالیچه ابریشمی است. چطوری؟ اینطوری که شما هر متجاوز جنایتکار خائن به مردم و میهن یا مشاورشان را – چه خارجی باشد و چه داخلی – به یکی از کاخ های قدیمی دعوت می کنید و در آنجا ناگهان برایشان گزآردی و سوهان لقمه می آورید. البته یادتان نرود که جاسوسی چیزی هم اگر اینجا دارند، کنار آردی ها و لقمه ها، بدهید برود. با این کار حتماً غافلگیر می شوند و دیگر حتی به تنش فکر نمی کنند چه برسد به اینکه تنش زایی کنند و شما مجبور باشید در این دوسال عُمر، به زحمت بیافتید و تنش زدایی کنید. چه کاری است حالا؟! 

  • بهزاد توفیق فر
۳۰
ارديبهشت

ایرانی ‏ها اصولاً خیلی دوست دارند که هرچیزی به پستشان می ‏خورد را «نوع ‏بندی» کنند و یک، دو و سه شماره بگذارند و بگذارند درون قفسه ‏ای یا داخل ویترینی؛ نگاهش کنند و لذتش را ببرند. در همین راستا – یعنی همین راستای شماره ‏بندی کردن همه چیز – ما هم دیپلماسی را که خیلی روی بورس است و شش سال از عمر خودمان و شما و کشورمان و آینده ‏مان صرف آن شده را نوع ‏بندی کردیم و این شد:

دیپلماسی دیوار: در این نوع دیپلماسی، به کاندیدای رقیب تهمت می ‏زنی و غیررسمی اعلام می ‏کنی اگر به اینی که من می‏ گویم رأی ندهید، می‏خواهم سرِ سگ درونش بجوشد.

دیپلماسی گفتگو: همانطور که از اسمش معلوم است، در این نوع، هِی می ‏روید و گفتگو می ‏کنید، البته بعضی وقت ‏ها هم آنها می‏ آیند و بازهم هی گفتگو می کنید.

دیپلماسی زبان بین‌‏الملل: این دیپلماسی به معنی این است که فقط و فقط شما زبان بین ‏الملل را می‏ دانید و لاغیر! پس فقط شما می ‏توانید «هِی بروید گفتگو کنید» یا بعضی وقتها آنها بیایند و هی گفتگو کنید.

دیپلماسی خودکار: من شخصاً عاشق این نوع دیپلماسی هستم. یعنی خیلی شیک و باکلاس است لامصب! در این نوع، دیپلمات، بعد از گفتگوی مذکور در بالا، یا آخرهای گفتگوی مذکور در بالا، خودکارش را پرت می‏کند روی میز. در یکی از منابع که خیلی هم معتبر نیست، «زیر میز» هم گفته شده که در مجموع فرقی ندارد و مهم پرتاب خودکار است و تنتان سالم باشد.

دیپلماسی بالکن: برای دیپلماسی بالکن، نیاز به یک بالکن با نمای قابل قبول دارید که ترجیحاً خیلی بالاتر از سطح زمین باشد و بتوانید از آن بالا، راه به راه، لبخند بزنید و دست تکان بدهید. اگر این بالکن مال یک هتل باکلاس با اسم خارجی باشد که دیگر چه بهتر! البته قدم زدن و پچ‌‏پچ‏‌کردن را فراموش نکنید. گاهی آن وسط‌ها، به خبرنگاران آن پایین اشاره کنید و لبخند عاقل اندرسفیه بزنید. برای احتیاط، دو سه برگ کاغذ آچهار سفید هم، دم‏ دستتان باشد.

دیپلماسی ویلچیر: یا همان دیپلماسی چوب زیربغل را می‏ توان از اختراعات قرن اخیر دانست. این نوع دیپلماسی کار هر دیپلمات تازه به دوران رسیده الکی – پلکی نیست، بلکه تنها و تنها دیپلماتهای خیلی کاربلد از عهده آن بر می ‏آیند. شما باید با نشستن روی ویلچیر یا گرفتن عصای زیربغل یا هر نوع وسیله ارتوپدی دیگری، به رسانه ‏ها نشان دهید که دارید کار می‏کنید و فشرده!

نکته: توجه کنید، آن وسیله ارتوپدی که می خواهید استفاده کنید حتماً باید بدون اینکه لباستان را دربیاورید، دیده شود.

دیپلماسی برد-برد: آهان… این دیپلماسی را وقتی خودکارهایتان را پرت کردید و قدمهایتان را زدید و از روی ویلچیر بلند شدید، باید در پیش بگیرید. آن کاغذهای آچهار که عرض کردیم، اینجا به کار می ‏آید. آنها را به دوربین ‏ها نشان دهید و با حرکات لب و میمیک صورت بگویید که توافق کرده‌‏اید و بُرد – بُرد شد رفت پی کارش! بعدش هم دست تکان دهید.

به نماینده های مجلس و بقیه هم باید همین کاغذها را نشان بدهید. هرکس هم هرچیزی گفت، تأکید کنید که زنگ آخر، جلوی باقالی فروش سرخیابان بایستد.

دیپلماسی ایمیلی: آن توافق برد – برد بود که در بند قبل به دوربین‏‌ها نشان می‏دادی؟ یادت نمی‌آید؟!! بابا کاغذ آچهار و لبخوانی و میمیک صورت و اینها؟!!… عجب!… به هرحال، گندش درآمده که خیلی هم برد-برد نبوده و طرف با پای چپ زده زیرش. شما نباید اصلاً کم بیاورید. بلکه روزی سه وعده، صبح، ظهر و شب برای «طرف» ایمیل بفرستید و شکایت از غم هجران و حکایت بی وفایی و اینها!

دیپلماسی مهلت: در این نوع از دیپلماسی، دیگر گندِ مسخره‏‌ی ایمیل و موارد مربوط درآمده و بعد از یک‏ سال و اندی، دیگر نه ایمیل جواب می ‏دهد و نه ملاقات اتفاقی توی راهروی سازمان ‏های بین ‏المللی و نیمه! پس باید چه کار کرد؟ خُب معلوم است، در این گونه موارد، یک نامه می‏نویسید و به «طرف»، دوماه، یا شصت شبانه روز یا دوتا یک‏ ماه، مهلت می ‏دهید که با زبان خوش بیاید و «بُرد» شما را بیاورد. باید دقت کرد که متن نامه ‏ها به هیچ عنوان معلوم نشود و اصلاً و ابداً کسی نفهمد توی نامه ها چه نوشته ‏اید. حتی می ‏توانید مثل فیلم ‏های ۰۰۷، نامه ها را طوری طراحی کنید که بعد از خوانده شدن، خود به خود منفجر شود. هیجانش هم بیشتر است.

دیپلماسی هشدار: دیپلماسی هشدار آنگاه به کار می آید که طرف فوق الذکر، به مهلت شما وقعی نمی نهد و پای حرفش وای نمی ایستد. در این حالت است که دیپلماسی هشدار به داد شما خواهد رسید و می توانید با استفاده از آن هی به طرفتان هشدار بدهید. دانشمندان حوزه دیپلماسی عقیده دارند که این هشدار باید در حد اعلام ساعت و تاریخ روز باشد اما اگر طرفتان، انگلیسی بود، بد نیست اوقات شرعی به افق لندن را هم اعلام کنید، شاید بخواهند افطاری، چیزی بدهند.

دیپلماسی زهرمار: دیپلماسی زهرمار در واقع نشان دهنده این است که شما دیگر تپه ای نمانده که بر آن نپریده باشید و حرفی نمانده که نزده! لذا مهلت خودتان تمام شده است و باید اعتراف کنید که در این سالها، دیپلماسی که در پیش گرفته بوده اید، دیپلماسی زهرمار بوده و نه تنها نتوانسته اید برای کشور و مردم خودتان منفعتی کسب کنید، بلکه زده اید عزت و شوکت و ملیت و بقیه بروبچ را با سَم فرستاده اید بیمارستان… .


منتشرشده در سایت #طنز #راه_راه

  • بهزاد توفیق فر
۱۰
مرداد

نعمت

ما از فرصت شکاف میان آمریکا و اروپا استفاده میکنیم. وزیرامورخارجه پس از اعلام این مطلب، افزود: اینکه از «کجای شکاف» و «چه استفاده ای» را بعداً میگویم. وی بابیان اینکه یک تیم مجرب شکافیاب، به صورت شبانه­روزی مشغول جستجو برای یافتن شکاف بین اروپا و آمریکا هستند اطمینان داد که ما بالاخره این شکاف را پیدا کرده و از آن استفاده خواهیم کرد. فرقی هم ندارد که این شکاف، کجای اروپا و آمریکا باشد. ظریف، همچنین در پاسخ به خبرنگار ما که پرسیده بود: آمریکا باید با اعتیادش به تحریمها چه کار کند؟ گفت: «آمریکا باید اعتیادش را به تحریمها برطرف کند.» وگرنه مجبور خواهیم شد تا به کمپ عموقربون بسپاریمش!

 

سنگین

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به فضای سنگین رایزنیها، انتصابهای مشکوک و بِده و بستانهای عجیب برای جلوگیری از استیضاح وزیر اقتصاد گفت: هرچه جلوتر میرویم سنگینتر میشود. حسینعلی حاجی دلیگانی، ادامه نداد.

گفتنی است یکی از راههای رسیدن به خوراک، پوشاک و مسکن، رایزنیهای سنگین و انتصابهای مشکوک است که به تازگی دانشمندان آن را کشف نکرده ­اند بلکه سالهاست در کشورهای اروپایی و آمریکایی شناخته شده و از آن استفاده میشود. این راه، معمولاً مورد استفاده وزراء، روسای جمهور و مدیران دولتی است اما استفاده از آن بین سایر اقشار جوامع توسعه ­یافته نیز دیده شده است و در دست بررسی است!

 

خورشید

عارف: «اظهر من‌ الشمس بود که سیاست ارزی بانک مرکزی برای کشور مشکل به وجود می ‌آورد». نماینده مجلس و رییس فراکسیون حامی دولت، اذعان داشت: من از اول هم میدانستم که اینطوری میشود و برای همین استعفا دادم و به بقیه هم گفتم استعفا دادم. وی افزود: بنده از کودکی به «اظهر من الشمس» معروف بودم. یعنی هروقت هرچیزی اظهرمن ­الشمس بود، سریع استعفا میدادم و همه میفهمیدند که یک چیزی اظهرمن ­الشمس است لذا بعداً در دوره راهنمایی و دبیرستان هم در مدرسه به اظهرمن ­الشمس معروف بودم و حتی همه مرا اظهرمن ­الشمس صدا میکردند. عارف در پایان گفت: الان هم اظهرمن ­الشمس است که من همان پنج سال قبل که استعفا دادم اظهرمن ­الشمس بود و حمایت من از همه سیاستهای دولت تا حالا و اینکه به مردم گفتم به این رئیس­ جمهور رأی بدهند هم اظهرمن الشمس بوده، هست و خواهدبود!

 

  • بهزاد توفیق فر
۳۰
خرداد

 

چه حرفا!

جلسه اضطراری مجلس برای بررسی قراردادهای رنو و پژو برگزارنشد ولی برای برگزارشدن آن درخواستی مطرح شد. این جلسه اضطراری و فوری فوتی که پس از مطرح شدن دوباره درخواست به صورت جدی و موافقت اکثریت نمایندگان مجلس، برای بررسی بیشتر و تعیین تکلیف، به کمیسیون مربوط ارجاع داده خواهدشد؛ پس از آن بود که همه دو سه تا شرکت خارجی که آمده بودند ایران یک موز بردارند، مثل آب خوردن قراردادهایشان را فسخ کرده و از ایران رفتند.

در همین رابطه یکی از نمایندگان مجلس درحال نوشتن کپشن جدید روی سلفی خودش با موگرینی، به خبرنگار راه راه گفت: نگران خروج شرکتهای خارجی نیستیم. وی با بیان اینکه چه حرفا میزنید شما! ابراز امیدواری کرد و افزود.

 

پاستیل خرسی

بالاخره و پس از چندبار با «دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» توسط آمریکا، رییس‏جمهور کره شمالی و ترامپ با یکدیگر ملاقات کردند. در این ملاقات، «اون» در حالی که دست ترامپ را بدجور فشار میداد تأکید کرد که اگر ایندفعه پُرروبازی دربیاری لای انگشتهات خودکار میزارم. ترامپ نیز ضمن اظهار تأسف از نفهمی و بیشعوری برخی دولتمردان آمریکایی از جمله خودش، اذعان کرد که کره شمالی می‏تواند بهترین دوست آمریکا باشد به شرط اینکه کُلاً نباشد!

وزیرخارجه آمریکا هم درباره این دیدار به خبرنگاران گفت که کره شمالی قبل از هرچیز باید تمام صنایع هسته‏ای، صنایع دفاعی، صنایع کشاورزی، صنایع دارویی، صنایع غذایی و بقیه صنایع خود را به طور کامل نابود کند و قول بدهد تا یکسال تحصیلی، هرروز تغذیه زنگ تفریح خود را به آمریکا بدهد. وی افزود: بعد از یکسال و در صورت تأیید پرزیدنت، شاید تحریم پاستیل خرسی را برداشتیم، ولی قول نمی‏دهم!

 

تفنگ، حلقه، لوله

یکی از مسئولین دولتی که خود را آگاه معرفی کرد گفت به زودی دولت تدبیروامید از فروشندگان «حبابساز» رسماً شکایت خواهدکرد. وی که دوست داشت نامش فاش شود ولی پولش کم بود، ادامه داد که این شکایت، رسماً از فروشندگان اسباب‏ بازی حباب‏ساز در هریک از اَشکال تفنگی، حلقه ‏ای، لوله‏ ای و... صورت خواهد گرفت و هیچ تفاوتی میان فروشندگان آن در داخل قطارهای مترو یا خارج از آن نخواهدبود. این مسئول آگاه در پاسخ به اینکه شکایت شما دقیقاً از آنها چیست، گفت: پس از بررسی‏های کارشناسی تیمهای مجرب وزارت اقتصاد و دارایی، همچنین حدسهایی که رییس سازمان برنامه و بودجه زدند متوجه شدیم که قیمتهای نجومی مسکن و خودرو و موادغذایی و دلار و طلا و همه چیزهای دیگر حباب است و مقصر اصلی آن، همین فروشندگان حبابساز هستند. وی افزود: به زودی و در ادامه همین شکایت، از چین به عنوان کشور سازنده حبابساز، به دادگاه لاهه شکایت خواهیم کرد.

 

نخ رنگی!

رییس دولت در حاشیه شانگهای با ماهاتیرمحمد، رییس‏ جمهور مالزی، دیدار و گفتگو کرد. وی در این دیدار ضمن ابراز شگفتی از اینکه مالزی بدون برجام و FATF و پالرمو و ترکمانچای، توانسته است به دستاوردهای مهمی در توسعه و پیشرفت اقتصادی دست یابد اظهارداشت: یعنی بتن هم توی قلب نیروگاهتون نریختید؟! روحانی در ادامه پس از برشمردن فحشهایی که به منتقدان و دلواپسان داده است از ماهاتیرمحمد خواست تا با خیال راحت و بدون پرداخت حق‏ تألیف(کپی رایت)، از این فحشها استفاده کند. وی افزود قابل شمارو نداره!

در پایان این دیدار که قبل از دیدار بعدی برگزارشد، رییس‏ جمهور از ماهاتیر محمد سوال کرد: این زَر زَری‏ها که توی لباسته طلاست واقعاً یا از این نخ رنگی رنگی‏هاست که تو مترو می‏فروشن؟

 

  • بهزاد توفیق فر
۲۱
آبان

مذاکره در حوزه دیپلماسی، یک تاکتیک است نه استراتژی. آمریکا در روند یکی دو سال اخیر- به ویژه از مهرماه سال گذشته- بر آن است که از تاکتیک مذاکره با ایران، نتایج استراتژیک به دست آورد. نقطه مقابل این گارد آن است که کسانی در کشور ما، نفس مذاکره را استراتژی تلقی کنند و به همین اعتبار در دستیابی به دستاوردهای تاکتیکی هم با زحمت مواجه شوند. این دو گارد متفاوت موجب شد عایدی دو طرف در مذاکرات ژنو کاملا نامتوازن و نامتعادل باشد. آمریکا می‌داند که ایران بنا ندارد بمب اتمی بسازد همچنان که می‌داند حتی ساخت چند بمب اتمی در برابر چند ده هزار بمب اتمی موجود در غرب نیز واجد کمترین ارزش نظامی یا دفاعی نیست و از آن سو، داشتن بمب اتمی، آمریکا را از شکست در عراق و افغانستان نجات نداد.
بنابراین مهم‌ترین ارزش مذاکرات هسته‌ای برای آمریکا- در زمانی که بی‌سابقه‌ترین ناکامی‌ها و ضعف‌ها را در طول 70 ساله پس از جنگ جهانی از خود به نمایش گذاشته و هژمونی ابرقدرتی او به چالش کشیده- این است که بتواند ولو به دروغ القا کند ایران به عنوان قدرتمندترین معارض کاخ سفید در غرب آسیا، از مواضع خود کوتاه آمده است. آنها نگران الهام‌بخشی عملیاتی و موفق ایران در چهارگوشه غرب آسیا (خاورمیانه) هستند. آخرین نمونه این اثرگذاری در شمال، مرکز و غرب عراق و در جریان سازماندهی مقابله موفقیت‌آمیز با داعش (پیاده‌ نظام جنگ نیابتی غرب در منطقه) به نمایش درآمد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب- در دیدار با وزیر امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی در سراسر جهان- «در خصوص تعامل با دنیا دو استثنا وجود دارد؛ رژیم صهیونیستی و آمریکا. نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی‌ها مطلقا تاثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است... این کار [مذاکره] ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند... ضرر دیگر نشست و برخاست با آمریکا، ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنهاست... تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی آمریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.»
برای جان کری که از اوکراین تا پایتخت‌های آمریکای لاتین و از بغداد و دمشق و بیروت تا صنعا با کمترین توفیقات سیاسی مواجه بوده و حتی شکست‌های بزرگی را تجربه کرده، صرف گرفتن یک عکس با وزیر خارجه «جمهوری اسلامی» که آمریکا را به درستی شیطان بزرگ می‌داند، دستاورد مهمی است. با این حال هیچ مقام رسمی آمریکا هرگز درباره این مذاکرات دوجانبه (به انضمام حضور تشریفاتی و پوششی اشتون) نگفت «به واسطه مذاکره با ایران تابو شکست.» اما وقتی در این طرف کسانی به غلط نگاه استراتژیک به تاکتیک مذاکره داشته باشند، آنگاه نتیجه همان می‌شود که فلان سیاستمدار 5 آذر 92 با فایننشال تایمز مصاحبه می‌کند و می‌گوید «توافق ژنو خط‌شکنی بود... یک قسمت خط‌شکنی همین جا بود چون مذاکره با آمریکا یک تابو بود و این تابو آسان نمی‌شکست.» بر‌آیند دو نگاه متفاوت و متناقض همین می‌شود که کری و اوباما بگویند «عدم توافق بهتر از توافق بد است» (یعنی برای توافق هول نمی‌شویم) و در مقابل بشنوند هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست؛ حاکی از اینکه هزینه و قیمت توافق را هرچه که باشد ولو گران حساب کنند یا دبه در بیاورند یا کلاهبرداری کنند، می‌پذیریم. اصلا کریدور مذاکرات در وین و ژنو و مسقط نه، معامله یک آپارتمان یا خودرو میان دو نفر آدم عوام! یکی خود را مشتاق معامله و ترجیح هر توافقی بر عدم توافق نشان دهد و دیگری با وجود اینکه به این توافق نیازمندتر است بگوید عدم توافق را بر توافق بد ترجیح می‌دهد. تصور می‌کنید کفه کدام یک سنگینی می‌کند؟ اگر یک طرف مذاکره سیاسی گفت که به خاطر توافق حاضر نیست کنگره را دور بزند اما از طرف مقابل شنید «حتی اگر استیضاح هم شوم، جزئیات مذاکرات را به مجلس نمی‌گویم»، آیا جز این می‌شود که طرف آمریکایی، تحولات کنگره را فاکتور ‌کند اما این طرف دست خالی بماند؟!
  • بهزاد توفیق فر