آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دولت دروغ» ثبت شده است

۳۰
ارديبهشت

ایرانی ‏ها اصولاً خیلی دوست دارند که هرچیزی به پستشان می ‏خورد را «نوع ‏بندی» کنند و یک، دو و سه شماره بگذارند و بگذارند درون قفسه ‏ای یا داخل ویترینی؛ نگاهش کنند و لذتش را ببرند. در همین راستا – یعنی همین راستای شماره ‏بندی کردن همه چیز – ما هم دیپلماسی را که خیلی روی بورس است و شش سال از عمر خودمان و شما و کشورمان و آینده ‏مان صرف آن شده را نوع ‏بندی کردیم و این شد:

دیپلماسی دیوار: در این نوع دیپلماسی، به کاندیدای رقیب تهمت می ‏زنی و غیررسمی اعلام می ‏کنی اگر به اینی که من می‏ گویم رأی ندهید، می‏خواهم سرِ سگ درونش بجوشد.

دیپلماسی گفتگو: همانطور که از اسمش معلوم است، در این نوع، هِی می ‏روید و گفتگو می ‏کنید، البته بعضی وقت ‏ها هم آنها می‏ آیند و بازهم هی گفتگو می کنید.

دیپلماسی زبان بین‌‏الملل: این دیپلماسی به معنی این است که فقط و فقط شما زبان بین ‏الملل را می‏ دانید و لاغیر! پس فقط شما می ‏توانید «هِی بروید گفتگو کنید» یا بعضی وقتها آنها بیایند و هی گفتگو کنید.

دیپلماسی خودکار: من شخصاً عاشق این نوع دیپلماسی هستم. یعنی خیلی شیک و باکلاس است لامصب! در این نوع، دیپلمات، بعد از گفتگوی مذکور در بالا، یا آخرهای گفتگوی مذکور در بالا، خودکارش را پرت می‏کند روی میز. در یکی از منابع که خیلی هم معتبر نیست، «زیر میز» هم گفته شده که در مجموع فرقی ندارد و مهم پرتاب خودکار است و تنتان سالم باشد.

دیپلماسی بالکن: برای دیپلماسی بالکن، نیاز به یک بالکن با نمای قابل قبول دارید که ترجیحاً خیلی بالاتر از سطح زمین باشد و بتوانید از آن بالا، راه به راه، لبخند بزنید و دست تکان بدهید. اگر این بالکن مال یک هتل باکلاس با اسم خارجی باشد که دیگر چه بهتر! البته قدم زدن و پچ‌‏پچ‏‌کردن را فراموش نکنید. گاهی آن وسط‌ها، به خبرنگاران آن پایین اشاره کنید و لبخند عاقل اندرسفیه بزنید. برای احتیاط، دو سه برگ کاغذ آچهار سفید هم، دم‏ دستتان باشد.

دیپلماسی ویلچیر: یا همان دیپلماسی چوب زیربغل را می‏ توان از اختراعات قرن اخیر دانست. این نوع دیپلماسی کار هر دیپلمات تازه به دوران رسیده الکی – پلکی نیست، بلکه تنها و تنها دیپلماتهای خیلی کاربلد از عهده آن بر می ‏آیند. شما باید با نشستن روی ویلچیر یا گرفتن عصای زیربغل یا هر نوع وسیله ارتوپدی دیگری، به رسانه ‏ها نشان دهید که دارید کار می‏کنید و فشرده!

نکته: توجه کنید، آن وسیله ارتوپدی که می خواهید استفاده کنید حتماً باید بدون اینکه لباستان را دربیاورید، دیده شود.

دیپلماسی برد-برد: آهان… این دیپلماسی را وقتی خودکارهایتان را پرت کردید و قدمهایتان را زدید و از روی ویلچیر بلند شدید، باید در پیش بگیرید. آن کاغذهای آچهار که عرض کردیم، اینجا به کار می ‏آید. آنها را به دوربین ‏ها نشان دهید و با حرکات لب و میمیک صورت بگویید که توافق کرده‌‏اید و بُرد – بُرد شد رفت پی کارش! بعدش هم دست تکان دهید.

به نماینده های مجلس و بقیه هم باید همین کاغذها را نشان بدهید. هرکس هم هرچیزی گفت، تأکید کنید که زنگ آخر، جلوی باقالی فروش سرخیابان بایستد.

دیپلماسی ایمیلی: آن توافق برد – برد بود که در بند قبل به دوربین‏‌ها نشان می‏دادی؟ یادت نمی‌آید؟!! بابا کاغذ آچهار و لبخوانی و میمیک صورت و اینها؟!!… عجب!… به هرحال، گندش درآمده که خیلی هم برد-برد نبوده و طرف با پای چپ زده زیرش. شما نباید اصلاً کم بیاورید. بلکه روزی سه وعده، صبح، ظهر و شب برای «طرف» ایمیل بفرستید و شکایت از غم هجران و حکایت بی وفایی و اینها!

دیپلماسی مهلت: در این نوع از دیپلماسی، دیگر گندِ مسخره‏‌ی ایمیل و موارد مربوط درآمده و بعد از یک‏ سال و اندی، دیگر نه ایمیل جواب می ‏دهد و نه ملاقات اتفاقی توی راهروی سازمان ‏های بین ‏المللی و نیمه! پس باید چه کار کرد؟ خُب معلوم است، در این گونه موارد، یک نامه می‏نویسید و به «طرف»، دوماه، یا شصت شبانه روز یا دوتا یک‏ ماه، مهلت می ‏دهید که با زبان خوش بیاید و «بُرد» شما را بیاورد. باید دقت کرد که متن نامه ‏ها به هیچ عنوان معلوم نشود و اصلاً و ابداً کسی نفهمد توی نامه ها چه نوشته ‏اید. حتی می ‏توانید مثل فیلم ‏های ۰۰۷، نامه ها را طوری طراحی کنید که بعد از خوانده شدن، خود به خود منفجر شود. هیجانش هم بیشتر است.

دیپلماسی هشدار: دیپلماسی هشدار آنگاه به کار می آید که طرف فوق الذکر، به مهلت شما وقعی نمی نهد و پای حرفش وای نمی ایستد. در این حالت است که دیپلماسی هشدار به داد شما خواهد رسید و می توانید با استفاده از آن هی به طرفتان هشدار بدهید. دانشمندان حوزه دیپلماسی عقیده دارند که این هشدار باید در حد اعلام ساعت و تاریخ روز باشد اما اگر طرفتان، انگلیسی بود، بد نیست اوقات شرعی به افق لندن را هم اعلام کنید، شاید بخواهند افطاری، چیزی بدهند.

دیپلماسی زهرمار: دیپلماسی زهرمار در واقع نشان دهنده این است که شما دیگر تپه ای نمانده که بر آن نپریده باشید و حرفی نمانده که نزده! لذا مهلت خودتان تمام شده است و باید اعتراف کنید که در این سالها، دیپلماسی که در پیش گرفته بوده اید، دیپلماسی زهرمار بوده و نه تنها نتوانسته اید برای کشور و مردم خودتان منفعتی کسب کنید، بلکه زده اید عزت و شوکت و ملیت و بقیه بروبچ را با سَم فرستاده اید بیمارستان… .


منتشرشده در سایت #طنز #راه_راه

  • بهزاد توفیق فر
۲۶
بهمن

تدبیروامید
هم سرمایه گذاری اروپایی را میگیریم و هم سایه جنگ از مزارع و دامها و ویلاهایمان دور میشود. یک مقام آگاه در این دولت و همین مجلس، در پاسخ به خبرنگار ما که پرسید بعد از چهل سال بدعهدی و دروغ و توطئه و جنگ و برجام، چرا باید دوباره به اروپاییها اعتماد کنیم و FATF را امضاء کنیم؟ گفت: اینکه معلومه! اولش با دنیا گفتگو میکنیم و دنیا میگوید اینها چه آدمهای نایس و دیپلماتی هستند. بعد، هرپیشنهاد بیشرمانه ای که دادند – حتی نفت دربرابرغذا – را میپذیریم و پس از خرید سوغاتی به مقدار لازم به کشور عزیزمان بازمیگردیم و هم، اینجا که آمدیم، با رهبری و مردم چانه میزنیم تا یا امان نامه آنها را بپذیرند و یا به خاطر گرانی گوشت و مرغ و برنج و میوه و اینها، بیخیال مقاومت شوند. این مقام آگاه که روابط نزدیکی دارد تأکید که عمرسعد هم به همین روش توانست هم حکومت ری را تصاحب کند و هم ضمن رفع سایه جنگ از سر باغات خودش، دستش را به خون فرزند پیامبر آلوده نکند!
وی، عمرسعد را نمونه یک سیاستمدار پیروز و موفق دانست و از شمر و خولی و هرمله تشکر کرد.


شاهدان #چهل ساله
روزنامه های مهم آمریکا از جمله نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز و واشنگتن پست امسال هم مانند چهل سال گذشته، گزارش هایی تحلیلی، سیاسی، فرهنگی، هنری، کشاورزی درباره حوادث 22 بهمن #ایران منتشر کرده اند. در این گزارشها تصریح کرده اند که شاه ایران همین هفته بعد و پس از درمان، به ایران بازمیگردد و همه اینها درخت هستند. این روزنامه ها به نقل از شاهدان عینی که همگی قسم خورده اند همزمان در راهپیمایی هزارشهر ایران شرکت داشته اند، نوشتند: تمام خیابانها و کوچه ها، حتی پسکوچه ها توسط عوامل امنیتی حکومت ایران و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش، بسیج، کارمندان، کارگران، کسبه، بازاریان، دانشگاهیان، پزشکان، مهندسان، دانشمندان، دانش آموزان و دانشجویان طرفدارحکومت، درختکاری شده و غرفه های ساندیس و کیک با آخرین فناوریهای روز دنیا استتار شده بودند تا از دید دوربینهای خبرنگاران مخفی بمانند.
خبرنگاران و شاهدان عینی این روزنامه ها ماجراهای وحشتناکی از برخورد خود با درختان تعبیه شده در خیابانها تعریف میکنند، حتی!



ترتیب اثر

نبیره­ ی بختیار در دیدار با ندیده­ ی کارتر، فرودگاه­های ایران را بسته اعلام کرد و افزود. در این دیدار که پشت درهای بسته انجام شد، موشه مک بختیار معروف به جو، اعلام کرد که مرغ طوفان است و به هیچ عنوان اجازه نخواهدداد آقای خمینی یا شخص دیگری به ایران آمده و جای اورا بگیرد. وی همچنین از همراهی کامل ارتش و مردم با خود خبرداده و اضافه کرد: هریک از  پارسیان خارج از کشور، از سلطنت­ طلبان و ملی مذهبی­ها تا مجاهدین و معاندین و غیره­ ها که طرح یا پیشنهادی برای نخست­ وزیر ایران دارند می­توانند آن را به نشانی تهران، میدان آرژانتین، خیابان الوند، ساختمان تولید، گروه کودک و نوجوان شبکه دو ارسال کنند تا در نوبت پخش قرارگیرد. جو تأکید کرد که حتماً اسم و فامیل واقعی خود را اگر دارید روی نقاشی­های ارسالی بنویسید و به نقاشی­هایی که نام ساقی و شماره تماس فوری وی روی آن نوشته نشده باشد، ترتیب اثرداده نخواهدشد.


  • بهزاد توفیق فر
۱۰
دی

شغل فرهنگی

۲۰ هزار شغل فرهنگی ایجاد می‏شود. روزنامه دولتی ایران در خبری نوشت: تفاهم‏نامه ایجاد ۲۰هزار شغل فرهنگی میان رییس سازمان برنامه و بودجه، وزیر فرهنگ و ارشاد و رییس صندوق توسعه ملی امضاء شد و به زودی کار ایجاد این ۲۰ هزار شغل فرهنگی آغاز خواهدشد. پیش از این تفاهم‏نامه‌‏هایی برای ایجاد یک میلیون و خُرده‏ای شغل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی، آماری، پولی، بانکی، صنعتی، سنتی و غیره‌‏ای میان رؤسای سازمان‌ها و وزارتخانه‌‏ها منعقد شده بود که همگی آنها به علاوه این ۲۰هزار تا، ظرف مدت سه تا پنج روز، اجرایی خواهند شد، نهایتاً صد روز دیگه! بنابر همین گزارش، طی پنج سالی که از دولت تدبیر و امید گذشته است هرسال بیش از یک میلیون و چهارصد و شصت و شش هزار و دویست و سی و نُه و نیم شغل در کشور ایجاد شده که نسبت به همین مدت در دولت قبل، خیلی باحال بوده است.

 

 

افسوس خورد

۱۳۰ هزار دانش‌‏آموز بازمانده از تحصیل شناسایی شدند. روزنامه ایران به نقل از معاون رفاهی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از شناسایی این دانش‌‏آموزان خبرداد و ابراز امیدواری کرد این وزارتخانه بتواند باقی دانش‏‌آموزان را نیز شناسایی و از خطر سوختن برهاند. در پی انتشار این خبر، سرپرست اداره بازبینی مدیریت گرمایشی معاونت گرم و سرد سازمان پژوهش‌های کاربردی آموزش و پرورش ایران ضمن ابراز تأسف از این خبر به خبرنگاران گفت: ما هم هر روز کُلی دانش‌‏آموز و دانشجو و اقشار دیگر را شناسایی می‏ کنیم، حالا بیاییم و جار بزنیم که ما اینها را شناسایی کردیم؟! این کار درستی نیست و مسائل درون دولت باید درون دولت بماند. وی در پایان افسوس خورد.

 

روابط فامیلی

مدارس غیردولتی با روابط فامیلی اداره می‏شود. این، عنوان گزارشی است که روزنامه دولتی ایران آن را منتشر کرده و در آن یادآور شده است. در این گزارش آمده: تنها جایی که در کشور به صورت فامیلی و با روابط خواهر – برادری اداره می‏شود همین مدارس غیردولتی است که پُرواضح است دولتی نیستند و ربطی به دولت ندارند و دولت اصلاً فامیل برنمی‏دارد. نویسنده این گزارش اذعان کرد که این دولت همانطور که فامیل برنمی‏دارد، فامیل را زمین هم نمی‏گذارد و بهتر است مردم یا هرکاندیدای آنطرفی که مسئول مدارس و آموزش و پرورش است خودش برود – یا بیاید – فکری به حال مدارس غیردولتی و روابط فامیلی داخل آنها بکند. این گزارش همچنین ضمن برشمردن معایب روابط فامیلی در مدارس غیردولتی، این روابط را موجب نرسیدن گازشهری به مدارس سیستان و بلوچستان دانست و از اینکه هنوز هم در برخی مدارس از وسایل گرمایشی نفتی و غیرایمن استفاده می‏شود ابراز نگرانی کرد. در پایان این گزارش از مسئولین خواسته شده است تا ۱۴۰۰ فکری به حال روابط فامیلی در مدارس غیردولتی کنند.


  • بهزاد توفیق فر
۳۰
آذر

مارماهی
سفیر جدید ژاپن در ایران، در جشن هشتادوپنجمین سال تولد امپراطور ژاپن، که در محل سفارت ژاپن در تهران برگزارشد، شعبده‌بازی کرد.
میتسوگو سایتو، در ابتدای برنامه، با تبدیل یک تلفن پاناسونیک به دو بمب اتمی، موجب حیرت و شادی حضار شد و آن‌ها را برانگیخت. وی سپس با کشیدن دستمال روی بمب‏ ها، قصدداشت تا آنها را منفجر کند و یاد و خاطره بیش از دویست‌‏هزار کشته‏‌ی بمباران اتمی ناکازاکی و هیروشیما را زنده نگه دارد که با ممانعت حاضرین مواجه شده، پس آنها را دعوت به دیدن برنامه بعدی کرد. سفیر ژاپن در تهران، با درآوردن چند کبوتر از چند جای لباس خودش و حاضرین، از آنها پرسید: کی از همه عزیزتره؟ و حاضرین یکصدا فریاد برآوردند: تو… یو… تو… یو…! در پایان این مراسم، از مهمانان ایرانی و خارجی، با سفره‌‏ماهی آمریکایی و مارماهی اروپایی پذیرایی شد.


نوشابه
مقام‏‌های اروپایی می‏ گویند تا وقتی ایران به برجام پای‏بند باشد، ما هم پای‏بند هستیم! این مقام‏‌های اروپایی می‏گویند تا وقتی ایران به برجام پای‏بند باشد، ما هم پای‏بند هستیم! این مقام‌‏ها، لبخند زدن هنگام مذاکره، زدن مُهر ورود روی گذرنامه هیئت مذاکره کننده ایرانی و گذاشتن آب معدنی در یخچال اتاق ظریف را از مصادیق این پایبندی برشمردند و افزودند: ما حتی یک نوشابه بدون الکل هم اشانتیون گذاشتیم توی درِ یخچالشون، ولی خودشون نخوردند. مقام‏ ها در پاسخ به سوال خبرنگار ما درباره برقراری ارتباطات بانکی، فروش دارو و لوازم حیاتی پزشکی و مبادلات انرژی؛ گفت.
شایان ذکر است، مقام‌‏ها در این نشست خبری پایبندی ایران به برجام را «اِیییی… همچین» دانسته و از وجود چند حباب هوا در بتون‏‌های قلب رآکتور اراک خبردادند. به زودی بازرسان سازمان انرژی اتمی از این حباب‌ها – به صورت سرزده – بازدید خواهندکرد.



قبرس
«شورای مرکزی بورس درست عمل کرده بوده است». دیوان محاسبات کشور که زیرنظر مجلس شورای اسلامی فعالیت می‏ کند، پس از پنج سال تحقیق و بررسی، اعلام کرد: نخبگان بورسیه‌‏ای که در ابتدای این دولت و با تهمت تخلف، از تحصیل بازمانده بودند، بی‏ گناه بودند و هیچ تخلفی صورت نپذیرفته بوده است. بدنیست بدانید این تهمت، که از سوی وزیر علوم و تحقیقات وقت دولت تدبیروامید به شورای بورسیه و دانشجویان نخبه کشور تقدیم شده‌‏بود، علاوه بر ریختن آبروی جوانان نخبه کشور در چاه فاضلاب، موجب بازماندن این نخبگان از تحصیل در داخل کشور و کشته‌‏شدن انگیزه سایر جوانان، به مطمئن‏‌ترین شکل ممکن شد.
گفتنی است «انجمن دانشگاه‌‏های آمریکا و اروپا، حتی ترکیه(UEHTUA)» که ریاست دوره‌‏ای آن را قبرس برعهده دارد، در اطلاعیه سرگشاده‏‌ای، از این اقدام دولت ایران، تشکر و قدردانی کرد. در پایان این اطلاعیه آمده است: بابا تو دیگه کی هستی!

  • بهزاد توفیق فر
۰۲
آذر

در بخش اقتصاد، تلاش دولت تدبیر و امید در 5سال گذشته موجب حرکتهایی در  اقتصاد ایران شد که بسیار مثمر تلاشهای هدفمند و طولانی مدت گشته است. باید گفت این حرکتها با مدیریت شخص رییس دولت، دستیار اقتصادی(مستعفی) رییس جمهور، وزیر اقتصاد(مستعفی استیضاح شده)، وزیر صنعت، معدن و تجارت(مستعفی در شُرف استیضاح)، وزیر رفاه، کار و اموراجتماعی(استیضاح شده) و رییس‏ کل بانک مرکزی(مستعفی ممنوع الخروج!)؛ به بهترین شکل ممکن انجام شده و موجب شد تا اقتصاد ایران چنان... ولش کن. مثلاً نرخ تورم نقطه به نقطه و خط به خط و جا به جا همه ­اش یکهویی افتاد پایین و به نسبت همه کشورهای غرب آفریقا و شمال شرقی آلاسکا، به مقدار قابل توجهی کاهش یافت. باور نمی­ کنید؟!! ای بابا! چرا؟! از دیگر حرکتهای چشمگیر اقتصادی در این 5سال، برابری ارزش پول ملی با واحد بین ­المللی چندرغاز است که البته هنوز اعلام عمومی نشده و مسئولین اقتصادی دولت دارند بفرما می ­زنند که کی این خبر شگفت ­انگیز را به مردم اعلام کند. در بخش اقتصادی، همچنین سقوط آزاد و رها و دل ­انگیز ارزش سهام شرکتها و سازمانهایی قابل ذکر است که در بورس فعال بودند. این شرکتها موفق شدند سهام خود را بدهند و مقدار مشخصی خروس ­قندی دریافت کنند. از سویی بانک مرکزی سکه­ هایش را فروخت به همه ‏ی چندنفر انسان کارآفرین که مهریه زنشان را بدهند و با خیال راحت کار بیافرینند. حتی مالیات هم از آنها نگرفت و حتی ‏تر بعضی ‏هایشان پول نداشتند سکه بخرند، بدون ضامن و کارمزد وام جور کرد برایشان و نگذاشت یارانه ‏شان قطع شود تا بتوانند قسطهای وام را - اگر دلشان خواست - بدهند.

در بخش صنعت، معدن و تجارت؛ یعنی چنان رونقی به بخش صنعت کشور وارد کرد که از آن طرف سازمان تجارت جهانی زده است بیرون! به جان عزیزتان با همین چشمهایمان دیده­ایم که می­گوییم. شرکتهایی که تا دیروز یعنی قبل از 5 سال قبل و علی رغم تحریمها، یک شیفت و بعضاً دوشیفت کار می­کردند و عرق می­ریختند، تعطیل شدند یا کارگرانشان برای گذراندن دوره اوقات فراغت به حومه پارک محله اعزام شدند. مثال تازه و نزدیکش همین نیشکر هفت­ تپه خوزستان که سال 94 حدود 5400 خانواده سر سفره ­اش «بودند»!

معادن کشور ولی هنوز مشغول کار هستند، با یک فرق! آن هم اینکه هرچه صنایع تبدیلی بی ­مصرف و اَخ و تُف این وسط بوده را برداشته ­اند و آنچه از معدن درمی ­آورند همانطور پاک و پاکیزه می ­فرستند برود خارج تا کارگران خارجی دستهایشان معدنی شود و آنها را تبدیل به چیزهای قشنگ قشنگ کنند برگردد ایران! صنعت هم که نیازی به گفتن ندارد و اغلب شما در جریان رشد و توسعه و گسترش و زیادشدن و خیلی چیزهای دیگر شدن صنعت در این 5 سال دولت تدبیر و امید هستید. نیستید؟! خُب دیگه به این دولت رأی دادید!! در ادامه همین رونق چشمگیر صنعت و معدن و تجارت، صنایع وابسته مثل حمل و نقل و قطعه­ سازی و ماشین ‏آلات سنگین و مصالح و خدمات و اینها هم از دورِ فعالیت خارج شده ­اند و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست. از یابنده تقاضا نمی­شود!

 در بخش فرهنگ هم خدمات بیشماری از این دولت طی 5سال گذشته دیده­ایم و همین الان 20 30 تا از آن خدمات در ذهنمان هست ولی چون خانواده نشسته نمی ­توانیم بگوییم. هرکس خواست بعداً بیاید تلگرام قهوه ­ای تا بگوییم (توضیح: فیلترشکن نمی­خواهد تازه سرعتش هم بالاتر است).

در پایان و در بهترین جای گزارش، به بخش سیاست خارجی می­رسیم که تازه گُل عملکرد دولت در این بخش است و تا حالا ما هیچی از عملکرد دولت نگفته ­ایم، نخندید جدی می­گویم! از بازگشتن عزت و شوکت و بروبچ به گذرنامه ایرانی که بگذریم باید از مذاکرات فشرده و گاهاً خیلی فشرده تیم مذاکره کننده کشورمان با تیم مذاکره کننده کشورهای دیگر یاد کنیم که خیلی حال داد و خوش گذشت کلاً! حالا بعضی­ها می­گویند چندنفر از اعضای تیم ما جاسوس تیم آنها بوده ­اند یا دیده شده که درباره چیزهای خصوصی ما با آنها مذاکره کرده ­اند، خُب بگویند! مگر توی اتاق ما شنود گذاشته بودند ما چیزی گفتیم؟! مذاکرات خیلی هم عالی و خوب بوده و بعد از برچیده شدن انرژی هسته ­ای و بتن و پذیرش برجام و امضای کری تضمین است و خروج آمریکا و رفتن همه شرکتها و سرمایه ­گذاران خارجی و بسته شدن راههای تأمین غیررسمی و گسترش تحریمها و توهین به مسافران ایرانی در کشورهای دیگر و شهادت زائران ایرانی در عربستان و راه ندادن سفیر ایران به آمریکا و زندانی شدن دیپلماتهای ایرانی در اروپا و گروگانگیری سربازان مرزبان و بعضی چیزهای دیگر، اگر این FATF را هم امضا کنیم... هِعیییییی... کارشناسان باتجربه وزارت خارجه حتی آن را قطعه قطعه به مجلس آوردند که خیلی معلوم نشود چی تصویب می‏شود، بازهم برخی نمی‏گذارند. با چه زبانی باید گفت که این را قبلاً امضاء... چه ربطی به خروج آمریکا از معاهده پاریس دارد؟... اصلاً اگر FATF تصویب نشود هِی گورخرهایتان فرار می‏کنند، حالا خوددانید!


منتشر شده در راه راه

  • بهزاد توفیق فر
۲۶
آبان


تخم خروس


تخم خروس

وزیر امور خارجه گفت: «هرچه در برجام بود را گرفته‌‏ایم». ظریف، ضمن نشان دادن تصویر یک خروس لاری به خبرنگاران، از تخمی که این خروس در آینده‌‏ای نزدیک خواهد گذاشت، خبر داد و افزود: این عکس را خودِ خودِ جیم [کری] به من داد و تازه پشتش را هم امضاء کرده و گفت که هرچه این خروس تخم بگذارد مال خودِ خودمان است. وی با اشاره به کله کچل یکی از خبرنگاران و سبیل‌های تراشیده یکی دیگر از خبرنگاران، ابراز امیدواری کرد: حتی مشکل کله کچل آن خبرنگار و سبیل تراشیده این خبرنگار هم با تخمِ خروسِ مذکور، حل خواهدشد، چه برسه به آب و کالاهای اساسی و مسکن و اینا! وزیر امور خارجه این دولت، در پایان، ضرب‏‌المثل «توبه گرگ مرگ است» را به شدت تکذیب و محکوم و رد کرد و آن را ساخته و پرداخته منتقدان دولت و کسانی دانست که زبان دنیا را بلد نیستند. ظریف همچنین از سرنوشت دیپلمات ایرانی زندانی شده در دانمارک اظهار رضایت کرد.

برنامه ریزی دقیق

برنامه‌‏ریزی دقیق
ممکن است کارت سوخت برگردد ممکن هم هست برنگردد و ممکن هم هست کارت دیگری بدهیم و ممکن هم هست کارت دیگری ندهیم. معاون وزیر نفت ضمن بیان این خبر، از برنامه‏‌ریزی دقیق دولت برای جلوگیری از توزیع کارت سوخت، همزمان با حمایت از توزیع آن خبرداد و مژده داد که در آینده‌‏ای نزدیک، این وزارتخانه با همکاری سایر وزارتخانه‌‏های اقتصادی، هر نوع خروج غیرقانونی سوخت و موادنفتی از مرزهای کشور را «قاچاق سوخت» اعلام خواهدکرد و بازگشت همه قاچاقچیان به مرزهای بین‌‏المللی را خواستار خواهدشد. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که برای سایر بخش‌های اقتصادی و فرهنگی و غیره‏ کشور نیز مانند وزارت نفت، برنامه‏‌ریزی دقیق و مؤثری انجام شود تا بیش از پیش شاهد برنامه‏‌ریزی‌‏های دقیق و مؤثر برای سایر بخش‌های کشور باشیم.

توتال

اعتراض توتال
یکی از روزنامه‏‌های سراسری یکی از کشورهای یکی از قاره‌‏های جهان در یکی از صفحات اصلی خود که در یکی از روزهای گذشته منتشر شد نوشت: «شرکت توتال به جرم پرداخت رشوه ۳۰ میلیون دلاری به مهدی هاشمی، ۷۵۰ هزار یورو جریمه شده است». این روزنامه ضمن عجیب خواندن حکم صادرشده توسط دادگاه، از درخواست توتال برای تجدید نظر خبرداد و افزود: وکلای شرکت توتال به محاسبه مبلغ رشوه با «دلار» و محکومیت شرکت به جریمه با «یورو» اعتراض کرده و تهدید کرده‏‌اند درصورتی که دادگاه تجدیدنظر به اعتراض آنها رسیدگی نکند و هر دو مبلغ را با یک واحد پولی محاسبه ننماید، دادخواست اعتراض خود را به دیوان بین‏‌المللی لاهه ارسال خواهندکرد و تا آخرش هم پای آن خواهند ایستاد، به روح پدرشون!


منتشرشده در راه راه شماره 60 روزنامه وطن امروز

  • بهزاد توفیق فر
۱۸
مهر

خبرنگار خبرگذاری صداوسیما: پس از تعطیل شدن برنامه «حاشیه ‏های پزشکی» و تشکر وزیربهداشت از صداوسیما برای تعطیل شدن این برنامه و درخواست ایشان برای تعطیل شدن همه برنامه‏ ها و کارها و حرفها و افرادی که به هرنوع از دولت انتقاد می ‏کنند یا به هرشکل سرشان به تنشان زیادی کرده است، با هماهنگی اداره «تعریف و تمجید مستمر»، مصاحبه‏ ای ترتیب دادیم با آقای دکتر فارسی‏ ساز، مدیرکل «دفتر راهنمایی ‏های فارسی و واژه‏ های موردنظر» این وزارتخانه؛ که در ادامه می‏ خوانید:

 

وزیر بهداشت کتاب  بیشعوری


+ سلام آقای دکتر و ممنونم که وقت ذیقیمت خودتان را در اختیار این بنده حقیر فقیر سراپا تقصیر قراردادید.

- عیبی نداره

+ اگر در ابتدای صحبت، امر خاصی هست بفرمایید تا من سوالات را مطرح کنم؟

- امر خاصی نیست. فقط مراقب باش اگه دری وری بگی میگم از صداوسیما بندازنت بیرون.

+ بله! چشم. به عنوان سوال اول می‏خواستم بپرسم که جسارتاً دفتر راهنمایی‏ های فارسی چه کارهایی انجام میده؟

- خاک برسرت کنن تکفیری بدبخت! فقط سمپاتی یا عضو شدی؟

+ چی؟ سمپاد چیه آقای دکتر؟ فحش مرحمت فرمودید یا تعریف کردید؟

- شما ادامه گروهک فرقانی‏ ها همتون سروته یه آشغالید! مال کدوم خونه تیمی هستی؟

+ البته کُلاً حق باشماست. اما بنده فقط برای اطلاع‏‏ رسانی به مردم و آشنایی بیشتر آنها با تلاشها و خدمات شما پرسیدم.

- آهان! مقداری خاک بر سرت ریخته شود با این سوال پرسیدنت. «دفتر راهنمایی‏ های فارسی» وزارت بهداشت، درمان و غیره؛ خیلی ساده پُر می‏کنه!

+ عذر می‏ خوام کجا رو پُر می‏کنه دقیقاً؟

- دهان شمارو! خُب معلومه ابله! این دفتر جای خالی داروهایی که توی بازار باید باشه ولی نیست، خدمات سلامتی که باید داده بشه ولی نمیشه و خیلی چیزها و کارهای دیگه ‏ای که باید بشود و باشد، ولی نمی ‏شود و نیست را پُر می‏ کند!

+ پس باید خیلی سرتون شلوغ باشه؟

- همینطوره خِنگِ خدا!

+ یعنی اگر من یک نسخه داشته باشم و داروی مورد نظر رو هیچ جا پیدا نکنم باید به دفتر شما مراجعه کنم؟

- لازم نیست! ما خودمون از طریق صداوسیما یا روزنامه ‏های باشعور دولتی اطلاع رسانی می‏ کنیم. البته بستگی به این داره که چه مَرَضی داشته باشی!

+ مثلاً یه چیز ساده... سرطان چطوره؟

- ای کسی که سواد ندارد و از شعور کافی برخوردار نیست! سرطان که دیگه درمان و دارو نمی‏ خواد، مُردنیِ دیگه! حالا امروز فردا نه، دو سه سال دیگه! نمی‏ارزه واسه دو سه سال زندگی بیشتر، اینهمه هزینه کنیم.

+ پس چه بیماری موردنظر شماست؟

- مثلاً گرفتگی عضلات پشت بازو یا هرجای موردنظر دیگه!

+ همین! پس اگر من دچار گرفتگی موردنظر شدم و نتوانستم خدمات موردنیازم را پیدا کنم باید به دفتر شما مراجعه کنم؟

- نه دیگه! نشد. اگر تو دچار گرفتگی عضلات شدی باید خودت بری موضِع موردنظر رو اونقدر بمالی تا خوب بشه. خارجیا به این میگن فیزیوتراپی!

+ چه باحال!

- تازه باحال ‏تر هم میشه!

+ می‏دونستید شما خیلی باحال و کول هستید آقای دکتر؟

- می‏دونستی تو هم خیلی بیریختی؟ ماشینت چیه؟ لابد پراید سوار میشی؟

+ بله!... یعنی نخیر...چرا پرایدِ... البته نظر لطف شماست!

- ولش کن بدبخت! اینی که میگم رو بنویس: این دفتر تونسته خیلی از بیماریهای لاعلاج و صعب ‏العلاج رو با «فارسی سازی» در اختیار عموم مردم رأی دهنده به این دولت قرار بده.

+ ممکنه مثال بزنید لطفاً اگر امکان داره؟

- آره! چرا ممکن نیست عزیزم! چرا رنگت پریده؟ چیزی نیست که... یکی از کارهایی که ما خوب بلدیم، زدن مثال و توسری و اینهاست. مثلاً بیماری مهلک «سرماخوردگی»!

- عجب! چطوری یعنی؟

+ از این پس مردم می ‏تونن به جای درمان بیگانه و نامأنوس «آدولت کُلد»، از روش «گرماخوردگی» استفاده کنن. اگر بخوام به زبون ساده‏تر بگم هرکی سرماخورد یا سینه ‏پهلوکرد یا گلودرد و دردهای مشابه گرفت، می‏تونه به راحتی با خوردن گرما، خودش خودشو درمان کنه.

- وااااای آقای دکتر شما چقد حاذقید واقعاً!

+ جیغ نزن اُسکل، آبرومون رفت!

- همه مردم و مسئولین صداوسیما معتقدند که با این روشی که شما درپیش گرفتید ضمن دستبوسی دیگه نیازی به پزشک و مراکز درمانی دولتی هم نیست؟ درسته؟

- پَ نَ پَ، نصفه! هارهارهارهار... معلومه که نیازی نیست بی ‏عقل جون! چون با وجود تحریم ‏ها، خیلی از پزشکان مجبور شدن ویزیت‏هارو ببرن بالا یا برن بیمارستانهای خصوصی یا حتی همه وقتشون رو توی مطبهای خودشون بدون کارتخوان سَرکنن، لذا ما به این فکر افتادیم که دردهای مردم رو سه قسمت کنیم: دردهای عمیق که نیاز به درمانهای ضروری و فوری داره مثل همون گرفتگی عضلات و سرماخوردگی؛ دردهای نیمه عمیق که باید منتظر بشیم عمیق بشه و خودشون بمالن بِره و بالاخره دردهای کم‏ عمق، مثل سرطان، بیماریهای خاص و... که ارزش زنده موندن و اقدامات حرفه ‏ای پزشکی رو ندارن. البته از طرف مقام محترم وزارت، یک عدد قبله‏ نمای چینی و یک قواره پارچه کفنی مرغوب به این عزیزان اهداء میشه.

+ ممنونم از توضیحات خیلی خوب و حرفه‏ای و انسان‏دوستانه و عسل و طلای شما آقای دکتر عزیز!

- باشه

+ اگر اجازه بدید می‏خواستم یک سوال دیگه از محضرتون بپرسم؟

- بمیری! جون بکن عرض کن به محضرمون!

+ فدای «بمیری» گفتنتون آقای دکتر! راستش یکی از بستگان ما دچار سوختگی شدید در عضو موردنظر شده. می‏خواستم بدونم، سوختگی در کدامیک از این سه گروه درمانی که شما فرمودید قرار میگیره؟

- در هیچکدام! ببین، برای سوختگی موردنظر شما باید بگم که همینه که هست! خودتون رأی دادید حالا هم باید بسوزید و پماد بمالید تا دوره درمان تموم بشه.

+چقد طول می‏کشه؟

- سه سال!

+ جوابهای شما شگفت ‏انگیزِ جناب دکتر

- خودم می‏ دونم!

+ اخیراً یک عده ‏ای گفتن دخترتون با نمره خیلی خیلی بالا در مصاحبه دوره تخصصی پزشکی قبول شده. این ربطی به مسئولیت شما در دفتر داره؟

- اِ... آقای مدیرکل خودشون اومدن. اگر جرأت داری از خودش بپرس!

+ خودش؟! پس مگه شما مدیرکل نیستین؟

- نوچ! آقای مدیرکل رفته بودن توچال با بروبچ صفاکنن. من به جاشون نشسته بودم...


منتشر شده در روزنامه وطن امروز 97/07/17 

  • بهزاد توفیق فر