آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۳۰
خرداد

 

چه حرفا!

جلسه اضطراری مجلس برای بررسی قراردادهای رنو و پژو برگزارنشد ولی برای برگزارشدن آن درخواستی مطرح شد. این جلسه اضطراری و فوری فوتی که پس از مطرح شدن دوباره درخواست به صورت جدی و موافقت اکثریت نمایندگان مجلس، برای بررسی بیشتر و تعیین تکلیف، به کمیسیون مربوط ارجاع داده خواهدشد؛ پس از آن بود که همه دو سه تا شرکت خارجی که آمده بودند ایران یک موز بردارند، مثل آب خوردن قراردادهایشان را فسخ کرده و از ایران رفتند.

در همین رابطه یکی از نمایندگان مجلس درحال نوشتن کپشن جدید روی سلفی خودش با موگرینی، به خبرنگار راه راه گفت: نگران خروج شرکتهای خارجی نیستیم. وی با بیان اینکه چه حرفا میزنید شما! ابراز امیدواری کرد و افزود.

 

پاستیل خرسی

بالاخره و پس از چندبار با «دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» توسط آمریکا، رییس‏جمهور کره شمالی و ترامپ با یکدیگر ملاقات کردند. در این ملاقات، «اون» در حالی که دست ترامپ را بدجور فشار میداد تأکید کرد که اگر ایندفعه پُرروبازی دربیاری لای انگشتهات خودکار میزارم. ترامپ نیز ضمن اظهار تأسف از نفهمی و بیشعوری برخی دولتمردان آمریکایی از جمله خودش، اذعان کرد که کره شمالی می‏تواند بهترین دوست آمریکا باشد به شرط اینکه کُلاً نباشد!

وزیرخارجه آمریکا هم درباره این دیدار به خبرنگاران گفت که کره شمالی قبل از هرچیز باید تمام صنایع هسته‏ای، صنایع دفاعی، صنایع کشاورزی، صنایع دارویی، صنایع غذایی و بقیه صنایع خود را به طور کامل نابود کند و قول بدهد تا یکسال تحصیلی، هرروز تغذیه زنگ تفریح خود را به آمریکا بدهد. وی افزود: بعد از یکسال و در صورت تأیید پرزیدنت، شاید تحریم پاستیل خرسی را برداشتیم، ولی قول نمی‏دهم!

 

تفنگ، حلقه، لوله

یکی از مسئولین دولتی که خود را آگاه معرفی کرد گفت به زودی دولت تدبیروامید از فروشندگان «حبابساز» رسماً شکایت خواهدکرد. وی که دوست داشت نامش فاش شود ولی پولش کم بود، ادامه داد که این شکایت، رسماً از فروشندگان اسباب‏ بازی حباب‏ساز در هریک از اَشکال تفنگی، حلقه ‏ای، لوله‏ ای و... صورت خواهد گرفت و هیچ تفاوتی میان فروشندگان آن در داخل قطارهای مترو یا خارج از آن نخواهدبود. این مسئول آگاه در پاسخ به اینکه شکایت شما دقیقاً از آنها چیست، گفت: پس از بررسی‏های کارشناسی تیمهای مجرب وزارت اقتصاد و دارایی، همچنین حدسهایی که رییس سازمان برنامه و بودجه زدند متوجه شدیم که قیمتهای نجومی مسکن و خودرو و موادغذایی و دلار و طلا و همه چیزهای دیگر حباب است و مقصر اصلی آن، همین فروشندگان حبابساز هستند. وی افزود: به زودی و در ادامه همین شکایت، از چین به عنوان کشور سازنده حبابساز، به دادگاه لاهه شکایت خواهیم کرد.

 

نخ رنگی!

رییس دولت در حاشیه شانگهای با ماهاتیرمحمد، رییس‏ جمهور مالزی، دیدار و گفتگو کرد. وی در این دیدار ضمن ابراز شگفتی از اینکه مالزی بدون برجام و FATF و پالرمو و ترکمانچای، توانسته است به دستاوردهای مهمی در توسعه و پیشرفت اقتصادی دست یابد اظهارداشت: یعنی بتن هم توی قلب نیروگاهتون نریختید؟! روحانی در ادامه پس از برشمردن فحشهایی که به منتقدان و دلواپسان داده است از ماهاتیرمحمد خواست تا با خیال راحت و بدون پرداخت حق‏ تألیف(کپی رایت)، از این فحشها استفاده کند. وی افزود قابل شمارو نداره!

در پایان این دیدار که قبل از دیدار بعدی برگزارشد، رییس‏ جمهور از ماهاتیر محمد سوال کرد: این زَر زَری‏ها که توی لباسته طلاست واقعاً یا از این نخ رنگی رنگی‏هاست که تو مترو می‏فروشن؟

 

  • بهزاد توفیق فر
۲۵
خرداد
برو آب بکش!
واقعاً معلوم نیست که این آدمهای نگران وطن و امنیت و ناموس و اقتصاد و غیره چرا وقت نمیگذارند چندتا فیلم خارجی حتی هندی ببینند و با روند شناسایی و احرازهویت در کشورهای دیگر آشنا شوند؟! واقعاً! مثلاً بنده خودم شخصاً دوتا فیلم هالیوودی و یک فیلم هندی دیدم که در آن قهرمان داستان سه دفعه منفجرشد و چهاردفعه افتاد توی دریا و خیلی دفعه هم کلاً لباسهایش را در حال سقوط آزاد درآورد اما بعدش در هتل اتاق گرفت، ماشین اجاره کرد، یک خانه بزرگ ویلایی که استخر داشت رهن کامل نمود، در بانک چک نقدکرد و داشت میرفت که بدون حتی یک عکس سه درچهار یا کارت ملی ازدواج کند که درزدند... خاموش کردم! خُب این یعنی چه؟ یعنی در کشورهای خارج، به خارجیها اعتماد کامل دارند و مثلاً وقتی می¬گوید من دکتر هستم میگویند بفرما این تیغ و این اتاق عمل و اصلاً نمیگویند مدرک و کارت شناسایی ارائه بنمای!
این «حاتم مرمضی» هم که بنگاه خبرپراکنی ملکه اینا میگوید فعال حقوق بشر بوده، یعنی خودش گفته: بودم، بی بی سی هم گفته بوده! حالا یکسال در اردوگاه نظامی داعش حقوق بشر چه میکرده و فامیلش را جذب داعش نموده و کُلی آدم ترکانده، دیگر بدبینی است. نخند، برو آب بکش!

ایشالاه پنیره!
این همسایه بالایی ما همراه با مردم، همگام با مسئولین چیزهایی می گوید بحق چیزهای نخورده! مثلاً می گوید برخی مسئولان دولتی که به زور می خواهند FATF را به تصویب کنند و آخرش هم مجلس آن را به دوماه سکوت سپرده شد تا ببینند مذاکرات با برجام 2 چه می شود، به جای این کارها بیایند معنی FATF را به مردم بگویند تا خیال همه راحت شود. پرسیدم مگر شما می دانی معنایش چیست؟ گفت خیلی ساده است، FATF در اصل FATFY بوده، مخفف Farda All Tahdig For You یعنی فردا همه ته دیگها مال تو می شود. اینقدر که این چشم سبزها به فکر رفاه و امنیت غذایی ما هستند! جیگرها! نشون به اون نشون که پنیر قبرسی و هویج انگلیسی و ژله فرانسوی هم آورده اند با سُس الجزیره! همین فروشگاه زنجیره ای محل هم داره!

سنگ را وِل کن!
این فیلم «سگ را بجنبان» محصول سال 1997 را اگرشده قرض کنید و ببینید! در این فیلم، دولت وقت موردنظر، همه طرحهای مسکن مهر و پروژه های جانبی مرتبط مثل گچ و سیمان و معدن و آجر و آهن و پلاستیک را تعطیل کرده است. همزمان، صادرات کشور، در رکود به سر می برد. باز هم همزمان، کشاورزی و دامداری و صنایع مرتبط در تعطیلات هستند. کارخانه های منسوجات و لوازم خانگی و پتروشیمی خوابیده اند و حتی صنایع دستی کشور از یک کشور دیگر وارد می شود و کُلاً ریشه صنعت حمل و نقل دارد می خشکد که یکهو یک نفر می آید و بعد از اعتراض کامیونداران و رانندگان، از 10 تا 20 درصد کرایه شان را زیاد می کند و می گوید بروید حالش را ببرید و وقتی می پرسند خودت کجا می روی؟ جواب می دهد ژنو! اِ... اینکه داستان اون فیلم نبود. پس مال کدوم فیلم بود؟! هِیییی... پیری و هزاردرد...

#طنز_راه_راه
#باشگاه_طنز_انقلاب
#وطن_امروز
@Twizzer


  • بهزاد توفیق فر
۱۶
خرداد

 

قیصر: توچرا دست خالی اومدی؟ اینو کی پاره کرده؟

میتی: هیچی بابا، من بودم، حاجی ظریف، عباس نحیف، حمید غریب، آره و اینا خیلی بودیم، آق فِری‏مونم بود...

قیصر: فری؟ کدوم فری؟

میتی: فری سرخه! میشناسیش! از ما نه از اونا آره که بریم توافق کنیم. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم. یعنی بودیم ولی اینقد نبودیم. آره... نه... گاز... دنده... دم هتل بوریواژ لوزان اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین نشستیم رو بالکن به نوشتن که جانِ نامرد گفت بریم پایین. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی خودکار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه رفتن. پریدم تو طیاره بنزین نداشت. باالتماس پُرش کردیم اومدم دم کوچه سعدآباد بغل این هسته فروشیه اومدم پایین دیدم یه یارو کله هویجی واستاده گفتم هته ته! گفت رته ته! دست کردم کارت ویزیت موگرینی رو دربیارم بزنم تو صورتش جاخالی داد. دستمو کردم تو جیبم که برم و بیام... توافقو پاره کرد. گفتم نامرداش! یه تُفم انداخت روش. چشامو باز کردم دیدم مریض‌خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم حله، شمام بگین حله، آره، خوبیت نداره. واردی که؟!


فیلمنوشت طنز : قیصر

  • بهزاد توفیق فر
۱۰
خرداد

وغیره

رییس دولت یکهو گفت: اگر دربرابر یک ابرقدرت، ضعیف باشیم به جایی نخواهیم رسید. همین رئیس ‏ادامه داد: ما که نمی ‏توانیم پنج سال از وقت و سرمایه و عمر و توان و انرژی و هزینه و فرصتهای یک ‏کشور و ملت را برای مذاکره با یک ابرقدرت بریزیم در جوق آب! وی که متوجه نگاههای شگفت‏زده و ‏چشمهای گِردشده خبرنگاران شده بود افزود: برای اینکه همه آحاد ملت با گوشت و پوست و استخوان ‏خود عبث بودن و بیهوده بودن و بی‏فایده بودن و غیره بودن این کار را حس کنند، دولت تدبیروامید در ‏این 4 به اضافه 1 سال، این کار را انجام داد اما متأسفانه تعداد کمی از مردم و مسئولین نتوانستند کاملاً ‏متوجه مطلب شوند و ما برای آنکه عادت نداریم «تنها کار»مان را این جوری انجام دهیم خود را ملزم ‏می ‏دانیم سه سال دیگر آن کار را با اروپایی ها ادامه دهیم تا این تعداد کم هم خوب برایشان جا ‏بیافتد و آن درس زندگی کاملاً به گوشتشان نفوذ کند. ‏
وی ابراز امیدواری کرد که با یاری همه مسئولین و مدیران این دولت، به زودی شاهد بیرون زدن ‏‏«وغیره» همه مردم ایران باشیم. ‏


دیپلماسی ماست

یکی از نمایندگان مجلس که در یکی از جلسات یکی از احزاب شرکت کرده بود، به یکی از دستاوردهای ‏‏«ما» اشاره کرد و اضافه کرد!‏
عارف در این نشست گفت: رودررویی کنگره آمریکا با ترامپ، پیروزی دیپلماسی ماست. وی که اشاره ‏نکرد منظورش از «ماست» چه نوع ماست و با کدام درجه از چربی است از نقش لبنیات در زندگی بشر و ‏تأثیری که این ماده غذایی و تولیدکنندگان آن در رشد و توسعه استخوانهای انسان دارند تقدیرکرد و ‏افزود: بازگشت جناب ‏خان به خندوانه، پخش مجدد سریال پایتخت از صداوسیما و حضور حاجی ‏لک ‏لک ‏ها در سیبری از دیگر پیروزی ‏های دیپلماسی ‏های ماست هستند اما شکایت مراکش، فروش گاز ‏رایگان به ترکیه و قتل جوان ایرانی در آمریکا توسط پلیس این کشور، از دیپلماسی‏های ماست نیستند ‏و به عنوان نمونه از ورود تروریستها از مرزهای شرقی کشور، انجام ترور و بازگشت آنها بدون ذره‏ای ‏مزاحمت توسط پلیس کشور همسایه نام برد و برای اطمینان به آن اشاره هم کرد.‏


ماله بین ‏المللی

صندوق بین ‏المللی پول اعلام کرد، ایران با هشت میلیارد دلار کسری بودجه مواجه خواهدشد اما فی ‏‏الفور نوبخت هم کم نیاورد و اعلام کرد: شاید منظور صندوق بین ‏المللی پول از کسری بودجه، عدم ‏تحقق منابع باشد. وی که همزمان سخنگوی دولت و رئیس‏ سازمان برنامه و بودجه است در توضیح این ‏جمله که برای توضیح آن جمله ساخته بود گفت: نه اینکه فکر کنید فقط من می ‏فهمم صندوق پول چی ‏میگه ‏ها! نه! ‏
نوبخت در ادامه به توضیح تفاوت میان کسری بودجه و کسری بودجه پرداخت و با زبان ساده ‏برای خبرنگاران جزئیاتی شگفت ‏انگیز از این تفاوت را فاش کرد. رئیس سازمان برنامه و بودجه همچنین ‏به تفاوت اساسی کسری بودجه با کسری بودجه اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که صندوق بین ‏المللی ‏پول قبل از هرنوع اظهار نظری با وی مشورت کند.‏



#باشگاه_طنز_انقلاب_اسلامی
#طنز_راه_راه
 دریافت رایگان ضمیمه طنز راه راه
  • بهزاد توفیق فر
۰۳
خرداد

فاش!

مدیرکل روابط ‏عمومی سازمان تعزیرات حکومتی گفت: هرگونه افزایش قیمتی قطعاً خلاف قوانین است. ایشان در حالی که فاش می ‏گفت و از گفته خود دلشاد بود، ادامه داد: مردم گزارش کنند، دو سه هفته ‏ای رسیدگی می‏ کنیم! این مقام مسئول که اصرار داشت نامش فاش شود درباره اتمام ماه رمضان تا دو سه هفته دیگر ضمن خمارکردن چشمها و لبخندی عاقل اندر سفیه، افزود: اِ... جدی؟!

وی همچنین از دولت بابت افزایش قیمت همه کالاهای اساسی و غیراساسی، آب، برق، گاز، خودرو، لبنیات، سبزی خوردن بدون گشنیز و دارو تشکر کرد و تأکید نمود که افزایش بیش از بیست درصدی عوارض بزرگراهها ارتباطی به افزایش آن ندارد و هرنوع شایعه ‏ای را که در فضای مجازی در این باره منتشرشده تکذیب کرد. ایشان در پایان آی ‏دی ‏اش را داد تا خبرنگارها بروند و پستهایش را لایک کنند.

 

باورکن!

رئیس دولت در نشستی گفت: هنوز «عده»‏ای 29 اردیبهشت 96 را باور نکرده ‏اند. لذا دولت تدبیر و امید تلاش می ‏کند با افزایش برخی چیزها و کاهش برخی چیزهای دیگر، آن «عده» هم 29 اردیبهشت 96 را باور کنند و یادشان بماند! وی در همین نشست اذعان داشت که مردم به عقب بر نمی‏ گردند بلکه به عقب، پیشرفت می‏ کنند و ما بابت این پیشرفت، پولی از مردم نخواهیم گرفت. رئیس دولت ضمن بیان اینکه این «عده» با آن «عده که سرشان کلاه رفته» فرق دارند، در پاسخ به پرسشی درباره اینکه «عقب، دقیقاً کجاست و تا کِی؟» ابراز امیدواری کرد و افزود: علی‏الحساب تا این سه سال هم تموم بشه ببینیم چی میشه!

گفتنی است جمعی از مردم در نامه‏ای سرگشاده از آن «عده» خواستند تا با زبان خوش 29 اردیبهشت 96 را باور کنند و بیش از این با ناباوری خود، پدر ملت را درنیاورند تا ببینیم این سه سال چه گِلی باید به سَرمون بگیریم.

 

 قهرمانان برجام

نصف!

پس از آنکه موگرینی به نمایندگی از سه کشور اروپایی باقی ‏مانده در برجام، اعلام کرد نمی ‏تواند هیچ تضمینی بدهد و جان کری هم هرچه گشت امضایش را پیدا نکرد، وزیر نفت ایران سرش را سه بار از چپ به راست و دوبار از راست به چپ تکان داد و افزود: امان از دست جوونهای امروزی! وی ادامه داد: حتی اگر توتال اینجا نماند ما اصراری برای ماندنش نداریم و می ‏توانیم فوراً بلیط یکی از کشورهای اروپایی را بگیریم و برویم مذاکره کنیم. وزیرنفت در پاسخ به یکی از خبرنگاران که می‏ گفت من آدرس کانال پروازهای لحظه آخری را دارم گفت: لازم نکرده!

آقای زنگنه همچنین ضمن تشکر از توتال بابت اینکه ما را جریمه نکرد، از همه شرکتهای ایرانی که توانایی طراحی و ساخت پالایشگاه و تأسیسات نفتی را دارند خواست از توتال یاد بگیرند و اضافه کرد: ببینید این توتال نصف شماست!

  • بهزاد توفیق فر
۲۷
ارديبهشت

توئیزر

زیر

اصولاً دیپلماسی زیر و رو ندارد، یعنی دارد ولی خیلی باهم فرق ندارند. شما چه زیر باشی و چه رو، در هر صورت بازی باخته را باخته‏ ای رفته پی کارش! این را ما نمی‏ گوییم، متخصصان امر در تیم‏های مجرب و متبحر مذاکره و اینها می‏ گویند و نتیجه می‏ گیرند که خیلی نباید دنبال این باشی که چه داده ‏ای و چه گرفته ‏ای؟ بلکه باید نگاه مادی به دیپلماسی را کنار گذاشته! و بروی دنبال معنا!! اینطوری می‏ شود که همیشه بازی را بُرد بُرد تمام کرده می ‏شوی و نیش مبارکت هم باز است. شاعر هم هرچه گفته برای خودش گفته و می‏ تواند برود از این به بعد برای عمه ‏اش شعر بگوید.

 

آفتاب

هنوز چند دقیقه از خبر مقام معظم رهبری مبنی بر اطلاع ایشان از نامه خیلی محرمانه ترامپ به سران کشورهای عربی نگذشته بود که سِرور اپلیکیشن خشکشویی در هفت هشت ده جای اروپا و آمریکا قفل شد و مشاوران و وزیران و بقیه اعوان و انصار شیطان بزرگ، انگشت به تُنبان، همانطور که داشتند با یک دست توی کمد لباسشان دنبال شلوار تمیز می‏ گشتند، به همدیگر شکلک «دود از کله بلند شو» فرستادند. بعدترش نوشتند و گفتند که بله! یعنی نخیر! نامه ‏ای نبوده! یعنی بوده! ولی اونطوری‏ها هم که می‏ گویند نبوده و ترامپ خیلی احترام کشورهای تولیدکننده شیر حاشیه خلیج ‏فارس را دارد و کلفت‏ تر از فحش مادر به آنها نمی‏ دهد و ما هم از اول می‏ دانستیم تازه!

 

برجام

من عاشق وزیرها و مدیرهای این دولت هستم. یک چیزی می‏ گویم یک چیزی می‏ شنوید! یعنی اینقدر اینها گوگوری مگوری و بانمک و لُپ‏کِشانی هستند که آدم حیفش می‏ آید دست به آنها بزند، به جان کدخدا! مثلاً سر همین قضیه گلابی‏ های برجام که زغال‏ اخته از آب درآمده ‏اند هریک از وزراء و مدیران به فراخور امورات زیردست خودش یک چیزی گفت، گفتنی! وزیر نفت گفت خروج آمریکا از برجام تأثیری در فروش نفت ندارد! وزیر راه گفت: خروج آمریکا از برجام تأثیری در کشتیرانی و ترابری ما ندارد. وزیر ورزش و نیرو و صنعت و حتی رییس‏ کل بانک مرکزی هم گفتند خروج کشور موردنظر از توافق موردنظر، تأثیری در بازی و برق و موردنظر ما ندارد. خُب عشقولی‏ های من! اگر خروج وی از برجام تأثیری در اینها ندارد، پس ما اصلاً از اول  برای چه راهش دادیم بیاید داخل برجام؟!


چاپ شده در راه راه وطن امروز 97/02/26

  • بهزاد توفیق فر
۰۶
ارديبهشت

در «رسوایی» صرفه‏ جویی کنید

آکادمی نوبل که در سوئد است و هرسال برندگان نوبل ادبیات و غیره را انتخاب می ‏کند، پس از وقوع یک رسوایی بزرگ جنسی دیگر، مجبور شد چند تن از اعضای خود را استعفا کند بروند به همان رسوایی خودشان نوبل بدهند ذلیل مُرده‏ ها! چندی پیش هم در بی ‏بی ‏سی و سازمان ملل و یونیسف و چندین جای دیگر، رسوایی بزرگ جنسی اتفاق انداخته بودند که اتفاقاً در خبرها هم آمده بودند. حالا که کشورهای اروپایی و آمریکایی و نهادهای فعال در آنها همه ‏اش رسوایی به بار می ‏آورند، پیشنهاد می‏ کنیم برای صرفه ‏جویی در مصرف «رسوایی»، بیایند تعریف رسوایی را با «کار» عوض کنند و خلاص! یعنی خیال همه خانواده ‏ها و پدرومادرها راحت باشد که اینها دارند آنجا رسوایی می ‏کنند و اگر یکدفعه یکی، کاری غیر از رسوایی انجام داد، آن را به عنوان رسوایی بزرگ در خبرها بیاورند و به اشد مجازات تکذیب کنند!

 

از کِی خسته بوده؟

درست وقتی رییس دولت تدبیروامید به علت خستگی زیاد! تعداد شاغلان فضای مجازی را ده ‏برابر! بیشتر گفت، دوربین بی ‏شناسنامه دلواپس، قیافه متعجب وزیر ارتباطات را نشان داد که داشت رقم 2میلیون را توی لُپش چپ و راست می‏ کرد. شاهدان عینی از رؤیت دو قُلمبه‏ گی روی سر وی نیز خبر داده ‏اند. البته وزیر گفت که رییس دولت خسته بوده و دویست هزارتا را 2میلیون گفته است، اشتباهی!

همه 85 میلیون نفر جمعیت ایران هم فی‏الفور قبول کردند و چَشم چَشم گویان، پَس ‏پَسکی از کادر خارج شدند. فقط این سوال باقی می ‏ماند که رییس دولت تدبیر و امید دقیقاً از چه تاریخی خسته بوده ‏اند؟!

 

گونی‏ ات را پس کو؟

در هفته ‏ای که گذشت سه عدد خبر بود که توی آن پول بود. یکی دستگیری سارقانی که خودپردازها را با جایش می ‏دزدیدند و معلوم شد که به دلیل توقع زیاد همسرانشان بوده و اثبات اینکه:«شوهر که خودپرداز نیست!». دومی اینکه طارمی، 100هزاردلاری که باید به حساب پرسپولیس می ‏ریخت را حواله داده، ولی هنوز نریخته به حساب. که باید گفت:«خُب می ‏ریزه بابا!». اما سومی! اینکه آقای حسن روحانی گفته در این مدت با گونی دلار می ‏آوردیم داخل کشور! بنده شخصاً هرچه جستجو کردم، بانکی که اسمش «گونی» باشد پیدا نکردم حتی در جزایر سائوتومه و پُرنسیب! اما با مراجعه به سنگ نبشته ‏ها متوجه شدم که گونی همان «سوئیفت» است که تاحالا هِی می ‏گفتند باز شده و دلواپس ‏ها هم هِی می‏ گفتند پس کو؟!

 

  • بهزاد توفیق فر
۳۱
فروردين

راه راه: نخستین نشست تخصصی «عصر طنز»، با موضوع «بررسی مصائب و ضرورتهای انتشار نشریه طنز» با ‏حضور آقایان ابوالقاسم صادقی، و امید مهدی نژاد از سوی باشگاه طنز و کاریکاتور انقلاب اسلامی در حسینیه هنر برگزار شد.‏

ابوالقاسم صادقی، از پیشکسوتان عرصه طنز مکتوب با اشاره به صدور مجور انتشار بیش از ۳۰ مجله طنز از ابتدای انقلاب تا سال ۱۳۶۱ ‏اظهار داشت: کمتر از یک ماه پس از انقلاب و حدوداً ۱۵ بهمن ۵۷ مجله «بهلول» را به مناسبت عید نوروز در آوردیم و پس از آن و در ‏سال ۵۸ نیز مجله «حاجی بابا» را با طنز نویسان قدیمی منتشر کردیم.‏

 


وی با بیان این که در سال ۵۸ مجلات طنز و فکاهی زیادی شروع به چاپ و انتشار کردند، خاطرنشان کرد: پس از یک دوره توقیف ‏مجلات در دولت موقت ما در مهر ۵۹ مجدداً انتشار مجله‌ای را به نام «یاقوت» شروع کردیم و می توان گفت نخستین مجله ای که با ‏مجوز چاپ و نشر روی پیشخوان قرار گرفت این نشریه بود.‏
صادقی در ادامه گفت: بیش از ۲۰ شماره از نشریه «یاقوت» را منتشر کردیم که جنگ تحمیلی آغاز شد و به ما گفتند که تا پایان جنگ ‏انتشار مجله طنزتان را متوقف کنید و ما فکر می کردیم جنگ دو یا سه روز بیشتر طول نخواهد کشید.‏
وی با بیان این که پس از توقف اتتشار مجله «یاقوت» مجوز مجله «توفیقیون» را گرفتیم، اظهارداشت: پس از انتشار چند شماره با این نام, کیمرث صابری فومنی که مشاور هنری شهید رجایی بود و تاج زاده که مدیرکل مطبوعات ارشاد بود گفتند اسم مجله را ‏باید عوض کنید و ما نیز «فکاهیون» را انتخاب کردیم.‏
صادقی در پاسخ به سؤال مجری مبنی بر سخت گیری‌های ممیزی ارشاد بر مطبوعات در آن دوران اظهار داشت: آن زمان هنوز قانون ‏مطبوعات تصویب نشده بود و این قانون سال ۶۵ تصویب شد و در آن برهه هر مجله ای بیش از چاپ یک کپی باید به ارشاد می فرستاد, مجوز می گرفت و پس از اصلاح چاپ می شد.‏
وی به نقل خاطره ای از چاپ کاریکاتور آقای صادق خلخالی بر روی جلد نشریه اشاره کرد و افزود: در آن دوره صادق خلخالی اصرار ‏داشت که کاریکاتورش در مجله فکاهیون چاپ شود و ما نیز کاریکاتوری یکبار با لباس پاسداری و یک بار با لباس آخوندی کشیدیم اما ‏هر دوبار وزیرارشاد وقت (س. م. خ. ) جلوی چاپش را گرفت.‏

 



صادقی با بیان این که روزهای آخر چاپ نشریه فکاهیون آقای صابری که آن زمان هنوز مشاور بود نیز مجوز چاپ نشریه طنز ‏گرفت اظهار داشت: پس از مجوز او و به سبب وسعت ارتباطات و قدرت مالی او در این حوزه من از چاپ نشریه کنار کشیدم.‏
وی با اشاره به تیراژ ۵۰ هزارتایی نشریه «فکاهیون» در آن برهه تصریح کرد: در زمان جنگ، سپاه و ارتش نشریه ما را برای مناطق ‏جنگی می خریدند و میان رزمندگان توزیع می کردند و فکاهیون پیش از گل آقا یکی از نشریات طنز پرطرفدار و پرمخاطب بود.‏
در بخش دیگری از این نشست، امید مهدی نژاد، مدیر مسئول نشریه مکتوب طنز سه نقطه، با بیان این که امروزه به سبب فضای مجازی ‏بازار مطبوعات بدترین دوره اش را می گذراند، اظهار داشت: پس از یک شکست در چاپ نشریه و بررسی ظرفیت های این عرصه، تصمیم ‏به چاپ نشریه در فرم کتاب – مجله گرفتیم.‏

 


وی با بیان این که از سال ۹۳ به همت حوزه هنری انتشار مجله «سه نقطه» را در فرم کتاب مجله آغاز کردیم تصریح کرد: پس از یک ‏سال و نیم انتشار به سبب مشکلات مالی و تغییر مدیریتی چاپ آن متوقف شد و تا سال ۹۶ دوباره به فکر انتشار آن افتادیم.‏
مهدی نژاد در ادامه گفت: برآیند ما جهت چاپ مجدد نشریه این بود که فرم کتاب – مجله هنوز مخاطب خاص خود را دارد و کسانی که ‏به دنبال خرید کتاب هستند چنین مجلاتی را خریداری می کنند.‏
وی به ضرورت چاپ این نشریه اشاره کرد و افزود: شعار این مجله برای ما این بود که مجله سه نقطه مجله ای برای خندندگان و ‏خندانندگان است و مخاطب خود را افرادی قرار دادیم که هنوز ادبیات برایشان مهم و دغدغه است.‏
در پایان برنامه پرسش و پاسخ برگزارشد.

قراراست ازین به بعد عصرانه طنز هردو هفته یکبار و باحضور اساتید, صاحبنظران و دست اندرکاران طنز کشور برگزار شود. برای اطلاع از برنامه ها وتولیدات باشگاه طنز انقلاب اسلامی می توانید از راههای زیر ما را بخوانید:

 

  • بهزاد توفیق فر
۰۲
اسفند

فرصتی دست داد تا به خدمت جناب جُنبنده که خودشان را قطب دراویش گنابادی می ‏دانند برسیم و فارغ از هیاهوی خیابان پاسداران – در باغ شخصی ایشان – چند جمله ای با ایشان هم کلام شویم. بد نیست بدانید که این گفت و گو به خواست ایشان کاملاً رازگونه است و اگر به کسی دادید تا بخواند، تأکید کنید که نفر بعدی را از رازگونه بودن متن این گفت و گو آگاه کند.

 

قطب شمالید یا قطب جنوب

+ درود جناب تابنده و منت داریم که زمانی را به ما بذل کردید

– آره می دونم

+ در آغاز گفت و گو بفرمایید چرا شما را قطب می خوانند؟

– غلط می کنند با تو!

+ از چه سبب؟!!

– قطب سرده و من خیلی سرمایی ام… ته ته اش همین لواسون باشم!

+ عذرخواهم. پس شما را چه بخوانند؟

– فقیر

+ فقیر!! عمارت خیابان پاسداران و ویلای لواسان و خانه لوزان و…

– انگار دلت اتوبوس میخاد؟!

+ سپاسگزارم استاد، با خودروی شخصی، من آمده ام.

– های های… من آمده ام…

+ از شما بدوره…

– ثلااااااااث…

+ سرگین یوزپلنگ ایرانی خوردم. عفو بفرمایید

– دفعه آخرت باشه

+ خوانندگان ما بسیار دوست می دارند که بدانند چه کنند تا در جرگه فقرای شما دربیایند؟

– دختر یا پسر؟

+ مگر تفاوتی دارد؟

– تفاوت که داره ولی این رادیوتو خاموش کن تا بگم

+ صدالبته این رکوردر است.

– با اتوبوس که از روت رد شدم می فهمی این چی است!

+ بگذریم. در اینجا یک منقل و دوماشه و یک پیپ می بینم. آیا اینها از لوازم فقیرشدن است یا کاربرد دیگری دارند؟

– اصلاً فقیران من بدون اینها فقیر نیستند. این هم پیپ نیست بچه جون

+ نقطه نگاه شما در باب سرقت خودرو چیست و چرا؟

– همه خودروها مال این فقیره. همه فقرا هم مال هستن. مال من! پس سرقتی که تو میگی غلط فاحشه و مگه این رادیتوتو خاموش نکنی… من می دونم و تو مزدور خوار…

+ چرا فحش میدی حالا؟

– منظورم جیره خوار بود

+ شنیدیم که برخی فقرای شما خیابان را بسته و جلوی کلانتری نشسته و آزادی دزدی را خواسته اند؟

– باز که گفتی دزد…!

+ عذرخواهم، بردارنده خودروی دیگران!

– خُب برادرشون بوده گفتن پسش بدین دیگه

+ بعد پاسخ کلانتری چه بوده؟

– نمی دونم ولی یه چیزایی درباره مزاحم مردم نشدن و امنیت و مال مردم و اینا می گفتن که یه دفعه رد شد.

+ با موبایل سخن می گفتید که قطع شد؟ یا در خواست گفت و گو را رد کردید؟

– نه بیشعور… یکی از فقرا با اتوبوس از روشون رد شد!

+ !!!!!!!!!؟

– چرا مثل بُز به آخورش به من نگا می کنی؟

+ بعدش چی شد؟

– هیچی دیگه… کلانتریشون غیرقانونی بود! به فقرا گفتیم اونقدر از روشون رد بشن تا برادرمون آزاد بشه.

+ مگر می شود کلانتری را غیرقانونی دانست؟

– اوهوووووی… فقیر! بیا اینو ببر با چماقایی که خار داره اونقدر بزن تو سرش تا بفهمه کلانتری قانونیه یا غیرقانونی…

+ …

– تو چیکار می کنی؟

+ من… مممممن عککککاسسسسسممم… مُمممممممممرریدم… فقیییییررررررممم… فدای سبیلای رو نافتون بزارید برم من زن و بچه دارم.

– کاریت ندارم که. یه عکس با نتانیاهو دارم کنار استخر… ببین! همون نزدیکای حیفا! ببین می تونی این ضعیفه هارو حذف کنی؟ می خوام بزنم روی دیفار اتاقم. فقرا ببینن هویییی بکشن…

 

قطب شمالید یا قطب جنوب؟


انتشار در راه راه

  • بهزاد توفیق فر
۰۱
اسفند

حالا که همه درباره همه چیز نظر می ‏دهند و نقد کارشناسی ارائه می‏کنند، چرا ما که خیلی هم از بقیه ‏بله! نظر ندهیم؟ تازه نظر ما کار هیئت داوران جشنواره فیلم فجر و صداوسیما را هم ساده‏ تر می کند در ‏حد هلو! ما – یعنی من – اهالی هنر هفتم را براساس وابستگی ‏هایشان به سه گروه تقسیم کرده ‏ایم، ‏سَرراست:‏

وابسته به شکم: یا وابسته به زیر بُته! این گروه به شکمشان وابسته‏اند و هرجا که شکم برود، آنها هم ‏می‏روند. چه کله‏پاچه خواهر امیر قطر باشد چه آش باغ قلهک! نشانه فیلمهای این گروه، زیرپوش پاره، ‏سنگ دستشویی(ترجیحاً ایرانی) و چرک است. در محصولات آنها از دوچیز استفاده نمی‏شود، مدیرلباس و ‏آیفون تصویری! در عوض خیلی مهربان هستند یعنی اگر دَرِ ساختمان باز بماند، در آپارتمان هم باز بماند، ‏در حمام هم باز بماند و سوز بیاید، به سوز می‏ گویند برو اتاقت و به کاری که کردی فکرکن!‏


وابسته به باد (پاچه سابق): این هنرمندان خیلی خودشان را اذیت نمی ‏کنند و مثل کبریت نم‏ کشیده، ‏حتی با کشیده شدن روی کناره جعبه کبریت هم روشن نمی ‏شوند. معمولاً در حال ترک کشور هستند ‏مگر اینکه خلافش ثابت شود، اگر هم فیلم می ‏سازند، درباره سفر برگ خشک روی آب جوق یا مغزهای ‏زنگ‏زده می ‏سازند. نقطه قوت این گروه این است که اگر یکی به آنها اشتباهاً بگوید: مرسی! در اولین ‏فرصت آن مرسی را به یک نفر که دستش به دهانش می ‏رسد تقدیم می ‏کنند و با همین پُلتیک به ظاهر ‏ساده، همه هزینه‏ها را مال خودشان می ‏کنند حتی اگر ندانند چنین هزینه ‏ای هم هست! نشانه این گروه، ‏هرچیزی است که یار که را خواهد و میلش به که باشد.‏

وابسته به نظام: نچسب ‏ترین و آزاردهنده ‏ترین هنرمندان، در این گروه جای می ‏گیرند. نشانه بارز این ‏گروه، رگی است که در گردنشان است و نمی‏گذارد هیچ سوزی بیاید! اینها اغلب همانهایی هستند که ‏برگشته ‏اند سر همان زمین بدون تراکتور، فلذا اصولاً نباید دیده شوند چه رسد به اینکه جایزه هم بگیرند. ‏البته پخش چندباره فیلمهایشان به مناسبتهای مختلف از شبکه ‏های مختلف، اشکالی ندارد چون بالاخره ‏یک عده کوچک هشتاد میلیونی هم هستند که آثار اینها را می‏پسندند، واقعاً که!! ‏

انتشار در سایت راه راه

  • بهزاد توفیق فر