آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیپلماسی» ثبت شده است

۲۳
تیر

اساساً تنش یا برخورد یا دعوا یا کَل کَل یا هرنوع درگیری فیزیکی، شیمیایی، شفاهی، کتبی، پُستی و حتی خودکاری! می تواند زندگی راحت و آرام آدم را به دست باد فنا سپرده و هرچه خورده است را زهرمار کند. به همین دلیل و خیلی دلیل های دیگر – که به خاطر حضور خانواده در اینجا از بیان آنها معذوریم – آدم باید از تنش دوری کند. اما اگر تنش از آدم دوری نکرد و سراغ آدم آمد، باید سریعاً نسبت به «زُدایی» آن اقدام و مراتب را جهت استحضار و صدور دستور مقتضی به رییس اعلام کند.
نویسنده – یعنی من – در این نوشته – یعنی همین که دارید می خونید – قصد دارد تا برخی روش‌های فوری و اورژانسی تنش زدایی را به شما یاد بدهد تا اگر چشم‌تان به تنش افتاد، نترسید، نلرزید، ما همه با همین روش‌ها تنش زدایی کردیم، خیلی هم خوب بود.


۱) روش اول و خیلی قدیمی تنش زدایی این است که هر اطلاعاتی که طرف از شما می خواهد خودتان به او بدهید، برود. حتی اگر طرف، اطلاعات خارومار(= خواهر و مادر) شما را می خواهد، خودتان دودستی به او بدهید. شما که نمی خواهید دچار تنش شوید.

۲) اگر طرف، نمی داند که شما خارومار دارید، خودتان بروید به او بگویید که خارومار دارید و سپس، دودستی اطلاعات خارومار خود را به او بدهید. چرا که ممکن است یک روزی بفهمد که شما خارومار داشته اید و به او نگفته اید، آن وقت با شما دچار تنش شود.

۳) روش دوم زُدایی، دادن زمین و گرفتن زمان است. در این روش، همانطور که از نامش پیداست، شما زمین آباء واجدادی خود را می دهید و از طرف می خواهید که درصورت صلاح‌دید، کمی زمان به شما بدهد. اگر طرف پرسید شما زمان را برای چه می خواهید؟ جواب بدهید که برای انتخاب زمین و دادن آن به شما (یعنی طرف). اینطوری نه تنها طرف، شما را دچار تنش نمی کند، بلکه خنده اش می گیرد و ممکن است زمان بیشتری به شما بدهد.

۴) شاید باورتان نشود اما دادن چیزهایی که بدبو و بدرنگ هستند و می خواهید چه کار، می تواند موجب تنش زدایی شده و احتمالاً.
مثلاً همین نفت! یا انرژی هسته ای! هم بدبو هستند و هم ساعت ۹شب باید با پیژامه راه راه بروید و آنها را در سطل زباله دَردار بگذارید. مصرف کیسه زباله هم بالا می رود. بدهید برود دیگر! تنش ایجاد نکنید!

۵) روش دیگر تنش زدایی، زدن سوت بلبلی یا آن‏‌ور جوی است. بدین معنا که اگر طرف، اموال شما از قبیل نفتکش، سپرده های بانکی، اقلام دارویی و نظامی و… را دزدید، خونسردی خود را حفظ کنید، قلم را در دست بگیرید و با یک پست در فضای مجازی، از طرف درخواست کنید که به اتاقش برود و به کارهای بدی که کرده فکر کند. اگر نرفت (طرف توی اتاقش یا حرف توی کله اش)، همین طرف جوی می ایستید و از همین جا، یک فحش در حدِ: خیلی بدی! یا بچه بی ادب! به طرف می دهید و می روید به کارهای خودتان می رسید. تاریخ دیپلماسی، چنین تنش زدایی به خود ندیده که شما کردید.

۵/۵) در صورت توقیف نفتکش، می‏توانید خودتان را به آن راه بزنید که یعنی مثلاً این نفتکش مال ما نیست. یا حتی اساساً داشتن نفت و «کِش» آن را تکذیب کنید و درباره یکی از سریال‌های تلویزیونی نقد بنویسید، بدهید روزنامه خودتان چاپ کند!

۶) آخرین روش تنش زدایی، پذیرایی با گزآردی و سوهان لقمه و هدیه کردن قالیچه ابریشمی است. چطوری؟ اینطوری که شما هر متجاوز جنایتکار خائن به مردم و میهن یا مشاورشان را – چه خارجی باشد و چه داخلی – به یکی از کاخ های قدیمی دعوت می کنید و در آنجا ناگهان برایشان گزآردی و سوهان لقمه می آورید. البته یادتان نرود که جاسوسی چیزی هم اگر اینجا دارند، کنار آردی ها و لقمه ها، بدهید برود. با این کار حتماً غافلگیر می شوند و دیگر حتی به تنش فکر نمی کنند چه برسد به اینکه تنش زایی کنند و شما مجبور باشید در این دوسال عُمر، به زحمت بیافتید و تنش زدایی کنید. چه کاری است حالا؟! 

  • بهزاد توفیق فر
۳۰
ارديبهشت

ایرانی ‏ها اصولاً خیلی دوست دارند که هرچیزی به پستشان می ‏خورد را «نوع ‏بندی» کنند و یک، دو و سه شماره بگذارند و بگذارند درون قفسه ‏ای یا داخل ویترینی؛ نگاهش کنند و لذتش را ببرند. در همین راستا – یعنی همین راستای شماره ‏بندی کردن همه چیز – ما هم دیپلماسی را که خیلی روی بورس است و شش سال از عمر خودمان و شما و کشورمان و آینده ‏مان صرف آن شده را نوع ‏بندی کردیم و این شد:

دیپلماسی دیوار: در این نوع دیپلماسی، به کاندیدای رقیب تهمت می ‏زنی و غیررسمی اعلام می ‏کنی اگر به اینی که من می‏ گویم رأی ندهید، می‏خواهم سرِ سگ درونش بجوشد.

دیپلماسی گفتگو: همانطور که از اسمش معلوم است، در این نوع، هِی می ‏روید و گفتگو می ‏کنید، البته بعضی وقت ‏ها هم آنها می‏ آیند و بازهم هی گفتگو می کنید.

دیپلماسی زبان بین‌‏الملل: این دیپلماسی به معنی این است که فقط و فقط شما زبان بین ‏الملل را می‏ دانید و لاغیر! پس فقط شما می ‏توانید «هِی بروید گفتگو کنید» یا بعضی وقتها آنها بیایند و هی گفتگو کنید.

دیپلماسی خودکار: من شخصاً عاشق این نوع دیپلماسی هستم. یعنی خیلی شیک و باکلاس است لامصب! در این نوع، دیپلمات، بعد از گفتگوی مذکور در بالا، یا آخرهای گفتگوی مذکور در بالا، خودکارش را پرت می‏کند روی میز. در یکی از منابع که خیلی هم معتبر نیست، «زیر میز» هم گفته شده که در مجموع فرقی ندارد و مهم پرتاب خودکار است و تنتان سالم باشد.

دیپلماسی بالکن: برای دیپلماسی بالکن، نیاز به یک بالکن با نمای قابل قبول دارید که ترجیحاً خیلی بالاتر از سطح زمین باشد و بتوانید از آن بالا، راه به راه، لبخند بزنید و دست تکان بدهید. اگر این بالکن مال یک هتل باکلاس با اسم خارجی باشد که دیگر چه بهتر! البته قدم زدن و پچ‌‏پچ‏‌کردن را فراموش نکنید. گاهی آن وسط‌ها، به خبرنگاران آن پایین اشاره کنید و لبخند عاقل اندرسفیه بزنید. برای احتیاط، دو سه برگ کاغذ آچهار سفید هم، دم‏ دستتان باشد.

دیپلماسی ویلچیر: یا همان دیپلماسی چوب زیربغل را می‏ توان از اختراعات قرن اخیر دانست. این نوع دیپلماسی کار هر دیپلمات تازه به دوران رسیده الکی – پلکی نیست، بلکه تنها و تنها دیپلماتهای خیلی کاربلد از عهده آن بر می ‏آیند. شما باید با نشستن روی ویلچیر یا گرفتن عصای زیربغل یا هر نوع وسیله ارتوپدی دیگری، به رسانه ‏ها نشان دهید که دارید کار می‏کنید و فشرده!

نکته: توجه کنید، آن وسیله ارتوپدی که می خواهید استفاده کنید حتماً باید بدون اینکه لباستان را دربیاورید، دیده شود.

دیپلماسی برد-برد: آهان… این دیپلماسی را وقتی خودکارهایتان را پرت کردید و قدمهایتان را زدید و از روی ویلچیر بلند شدید، باید در پیش بگیرید. آن کاغذهای آچهار که عرض کردیم، اینجا به کار می ‏آید. آنها را به دوربین ‏ها نشان دهید و با حرکات لب و میمیک صورت بگویید که توافق کرده‌‏اید و بُرد – بُرد شد رفت پی کارش! بعدش هم دست تکان دهید.

به نماینده های مجلس و بقیه هم باید همین کاغذها را نشان بدهید. هرکس هم هرچیزی گفت، تأکید کنید که زنگ آخر، جلوی باقالی فروش سرخیابان بایستد.

دیپلماسی ایمیلی: آن توافق برد – برد بود که در بند قبل به دوربین‏‌ها نشان می‏دادی؟ یادت نمی‌آید؟!! بابا کاغذ آچهار و لبخوانی و میمیک صورت و اینها؟!!… عجب!… به هرحال، گندش درآمده که خیلی هم برد-برد نبوده و طرف با پای چپ زده زیرش. شما نباید اصلاً کم بیاورید. بلکه روزی سه وعده، صبح، ظهر و شب برای «طرف» ایمیل بفرستید و شکایت از غم هجران و حکایت بی وفایی و اینها!

دیپلماسی مهلت: در این نوع از دیپلماسی، دیگر گندِ مسخره‏‌ی ایمیل و موارد مربوط درآمده و بعد از یک‏ سال و اندی، دیگر نه ایمیل جواب می ‏دهد و نه ملاقات اتفاقی توی راهروی سازمان ‏های بین ‏المللی و نیمه! پس باید چه کار کرد؟ خُب معلوم است، در این گونه موارد، یک نامه می‏نویسید و به «طرف»، دوماه، یا شصت شبانه روز یا دوتا یک‏ ماه، مهلت می ‏دهید که با زبان خوش بیاید و «بُرد» شما را بیاورد. باید دقت کرد که متن نامه ‏ها به هیچ عنوان معلوم نشود و اصلاً و ابداً کسی نفهمد توی نامه ها چه نوشته ‏اید. حتی می ‏توانید مثل فیلم ‏های ۰۰۷، نامه ها را طوری طراحی کنید که بعد از خوانده شدن، خود به خود منفجر شود. هیجانش هم بیشتر است.

دیپلماسی هشدار: دیپلماسی هشدار آنگاه به کار می آید که طرف فوق الذکر، به مهلت شما وقعی نمی نهد و پای حرفش وای نمی ایستد. در این حالت است که دیپلماسی هشدار به داد شما خواهد رسید و می توانید با استفاده از آن هی به طرفتان هشدار بدهید. دانشمندان حوزه دیپلماسی عقیده دارند که این هشدار باید در حد اعلام ساعت و تاریخ روز باشد اما اگر طرفتان، انگلیسی بود، بد نیست اوقات شرعی به افق لندن را هم اعلام کنید، شاید بخواهند افطاری، چیزی بدهند.

دیپلماسی زهرمار: دیپلماسی زهرمار در واقع نشان دهنده این است که شما دیگر تپه ای نمانده که بر آن نپریده باشید و حرفی نمانده که نزده! لذا مهلت خودتان تمام شده است و باید اعتراف کنید که در این سالها، دیپلماسی که در پیش گرفته بوده اید، دیپلماسی زهرمار بوده و نه تنها نتوانسته اید برای کشور و مردم خودتان منفعتی کسب کنید، بلکه زده اید عزت و شوکت و ملیت و بقیه بروبچ را با سَم فرستاده اید بیمارستان… .


منتشرشده در سایت #طنز #راه_راه

  • بهزاد توفیق فر
۱۰
خرداد

وغیره

رییس دولت یکهو گفت: اگر دربرابر یک ابرقدرت، ضعیف باشیم به جایی نخواهیم رسید. همین رئیس ‏ادامه داد: ما که نمی ‏توانیم پنج سال از وقت و سرمایه و عمر و توان و انرژی و هزینه و فرصتهای یک ‏کشور و ملت را برای مذاکره با یک ابرقدرت بریزیم در جوق آب! وی که متوجه نگاههای شگفت‏زده و ‏چشمهای گِردشده خبرنگاران شده بود افزود: برای اینکه همه آحاد ملت با گوشت و پوست و استخوان ‏خود عبث بودن و بیهوده بودن و بی‏فایده بودن و غیره بودن این کار را حس کنند، دولت تدبیروامید در ‏این 4 به اضافه 1 سال، این کار را انجام داد اما متأسفانه تعداد کمی از مردم و مسئولین نتوانستند کاملاً ‏متوجه مطلب شوند و ما برای آنکه عادت نداریم «تنها کار»مان را این جوری انجام دهیم خود را ملزم ‏می ‏دانیم سه سال دیگر آن کار را با اروپایی ها ادامه دهیم تا این تعداد کم هم خوب برایشان جا ‏بیافتد و آن درس زندگی کاملاً به گوشتشان نفوذ کند. ‏
وی ابراز امیدواری کرد که با یاری همه مسئولین و مدیران این دولت، به زودی شاهد بیرون زدن ‏‏«وغیره» همه مردم ایران باشیم. ‏


دیپلماسی ماست

یکی از نمایندگان مجلس که در یکی از جلسات یکی از احزاب شرکت کرده بود، به یکی از دستاوردهای ‏‏«ما» اشاره کرد و اضافه کرد!‏
عارف در این نشست گفت: رودررویی کنگره آمریکا با ترامپ، پیروزی دیپلماسی ماست. وی که اشاره ‏نکرد منظورش از «ماست» چه نوع ماست و با کدام درجه از چربی است از نقش لبنیات در زندگی بشر و ‏تأثیری که این ماده غذایی و تولیدکنندگان آن در رشد و توسعه استخوانهای انسان دارند تقدیرکرد و ‏افزود: بازگشت جناب ‏خان به خندوانه، پخش مجدد سریال پایتخت از صداوسیما و حضور حاجی ‏لک ‏لک ‏ها در سیبری از دیگر پیروزی ‏های دیپلماسی ‏های ماست هستند اما شکایت مراکش، فروش گاز ‏رایگان به ترکیه و قتل جوان ایرانی در آمریکا توسط پلیس این کشور، از دیپلماسی‏های ماست نیستند ‏و به عنوان نمونه از ورود تروریستها از مرزهای شرقی کشور، انجام ترور و بازگشت آنها بدون ذره‏ای ‏مزاحمت توسط پلیس کشور همسایه نام برد و برای اطمینان به آن اشاره هم کرد.‏


ماله بین ‏المللی

صندوق بین ‏المللی پول اعلام کرد، ایران با هشت میلیارد دلار کسری بودجه مواجه خواهدشد اما فی ‏‏الفور نوبخت هم کم نیاورد و اعلام کرد: شاید منظور صندوق بین ‏المللی پول از کسری بودجه، عدم ‏تحقق منابع باشد. وی که همزمان سخنگوی دولت و رئیس‏ سازمان برنامه و بودجه است در توضیح این ‏جمله که برای توضیح آن جمله ساخته بود گفت: نه اینکه فکر کنید فقط من می ‏فهمم صندوق پول چی ‏میگه ‏ها! نه! ‏
نوبخت در ادامه به توضیح تفاوت میان کسری بودجه و کسری بودجه پرداخت و با زبان ساده ‏برای خبرنگاران جزئیاتی شگفت ‏انگیز از این تفاوت را فاش کرد. رئیس سازمان برنامه و بودجه همچنین ‏به تفاوت اساسی کسری بودجه با کسری بودجه اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که صندوق بین ‏المللی ‏پول قبل از هرنوع اظهار نظری با وی مشورت کند.‏



#باشگاه_طنز_انقلاب_اسلامی
#طنز_راه_راه
 دریافت رایگان ضمیمه طنز راه راه
  • بهزاد توفیق فر
۲۷
ارديبهشت

توئیزر

زیر

اصولاً دیپلماسی زیر و رو ندارد، یعنی دارد ولی خیلی باهم فرق ندارند. شما چه زیر باشی و چه رو، در هر صورت بازی باخته را باخته‏ ای رفته پی کارش! این را ما نمی‏ گوییم، متخصصان امر در تیم‏های مجرب و متبحر مذاکره و اینها می‏ گویند و نتیجه می‏ گیرند که خیلی نباید دنبال این باشی که چه داده ‏ای و چه گرفته ‏ای؟ بلکه باید نگاه مادی به دیپلماسی را کنار گذاشته! و بروی دنبال معنا!! اینطوری می‏ شود که همیشه بازی را بُرد بُرد تمام کرده می ‏شوی و نیش مبارکت هم باز است. شاعر هم هرچه گفته برای خودش گفته و می‏ تواند برود از این به بعد برای عمه ‏اش شعر بگوید.

 

آفتاب

هنوز چند دقیقه از خبر مقام معظم رهبری مبنی بر اطلاع ایشان از نامه خیلی محرمانه ترامپ به سران کشورهای عربی نگذشته بود که سِرور اپلیکیشن خشکشویی در هفت هشت ده جای اروپا و آمریکا قفل شد و مشاوران و وزیران و بقیه اعوان و انصار شیطان بزرگ، انگشت به تُنبان، همانطور که داشتند با یک دست توی کمد لباسشان دنبال شلوار تمیز می‏ گشتند، به همدیگر شکلک «دود از کله بلند شو» فرستادند. بعدترش نوشتند و گفتند که بله! یعنی نخیر! نامه ‏ای نبوده! یعنی بوده! ولی اونطوری‏ها هم که می‏ گویند نبوده و ترامپ خیلی احترام کشورهای تولیدکننده شیر حاشیه خلیج ‏فارس را دارد و کلفت‏ تر از فحش مادر به آنها نمی‏ دهد و ما هم از اول می‏ دانستیم تازه!

 

برجام

من عاشق وزیرها و مدیرهای این دولت هستم. یک چیزی می‏ گویم یک چیزی می‏ شنوید! یعنی اینقدر اینها گوگوری مگوری و بانمک و لُپ‏کِشانی هستند که آدم حیفش می‏ آید دست به آنها بزند، به جان کدخدا! مثلاً سر همین قضیه گلابی‏ های برجام که زغال‏ اخته از آب درآمده ‏اند هریک از وزراء و مدیران به فراخور امورات زیردست خودش یک چیزی گفت، گفتنی! وزیر نفت گفت خروج آمریکا از برجام تأثیری در فروش نفت ندارد! وزیر راه گفت: خروج آمریکا از برجام تأثیری در کشتیرانی و ترابری ما ندارد. وزیر ورزش و نیرو و صنعت و حتی رییس‏ کل بانک مرکزی هم گفتند خروج کشور موردنظر از توافق موردنظر، تأثیری در بازی و برق و موردنظر ما ندارد. خُب عشقولی‏ های من! اگر خروج وی از برجام تأثیری در اینها ندارد، پس ما اصلاً از اول  برای چه راهش دادیم بیاید داخل برجام؟!


چاپ شده در راه راه وطن امروز 97/02/26

  • بهزاد توفیق فر