آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر دانش، فرهنگ، مدیریت، سیاست و آینده

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عراقچی» ثبت شده است

۱۶
خرداد

 

قیصر: توچرا دست خالی اومدی؟ اینو کی پاره کرده؟

میتی: هیچی بابا، من بودم، حاجی ظریف، عباس نحیف، حمید غریب، آره و اینا خیلی بودیم، آق فِری‏مونم بود...

قیصر: فری؟ کدوم فری؟

میتی: فری سرخه! میشناسیش! از ما نه از اونا آره که بریم توافق کنیم. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم. یعنی بودیم ولی اینقد نبودیم. آره... نه... گاز... دنده... دم هتل بوریواژ لوزان اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین نشستیم رو بالکن به نوشتن که جانِ نامرد گفت بریم پایین. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی خودکار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه رفتن. پریدم تو طیاره بنزین نداشت. باالتماس پُرش کردیم اومدم دم کوچه سعدآباد بغل این هسته فروشیه اومدم پایین دیدم یه یارو کله هویجی واستاده گفتم هته ته! گفت رته ته! دست کردم کارت ویزیت موگرینی رو دربیارم بزنم تو صورتش جاخالی داد. دستمو کردم تو جیبم که برم و بیام... توافقو پاره کرد. گفتم نامرداش! یه تُفم انداخت روش. چشامو باز کردم دیدم مریض‌خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم حله، شمام بگین حله، آره، خوبیت نداره. واردی که؟!


فیلمنوشت طنز : قیصر

  • بهزاد توفیق فر