آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر فرهنگ، مدیریت و طنز

بایگانی

من توی تماشاچیا بودم

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۴ ق.ظ

اعترافات یک دختر اغتشاشوی دستگیر شده


+ قَمه رو برای چی گرفته بودی دستت؟

– من توی تماشاچیا بودم.

+ خب! قمه چی بود دستت؟

– من تو تماشاچیا بودم قَمه رو یه موتوری به من داد.

+ کدوم موتوری؟

– من توی تماشاچیا بودم. یه موتوری که موتورسوار داشت.

+ همینطوری قَمه رو داد به تو؟

– گفت تو توی تماشاچیا وایستادی بیا این قمه رو بگیر.

+ تو هم گرفتی؟

– من توی تماشاچیا بودم آره قَمه رو گرفتم.

+ بعدش چیکار کردی؟

– گفتم چرا این موتوری‌ها رو از توی تماشاچیا جمع نمی‌کنن؟!

+ با قَمه چیکار کردی؟

– همون توی تماشاچیا شیشه مغازه‌ها رو خرد کردم. نوکش هم گیر کرد به چند نفر.

+ دیگه کی باهات بود؟

– مانی و رامبد و چنگیز و آتیلا و مایا و آزیتا هم توی تماشاچیا بودن.

+ اینا هم قمه داشتن؟

– توی تماشاچیا همه یه چیزی داشتن، حالا قمه یا کلت یا کوکتل یا کلاش. هوراد که هیچکدوم رو نداشت نارنجک برداشته بود.

+ از کجا؟

– اونم از یه موتوری که داشت رد می شد برداشت!

+ اون موتوری رو شناختی؟

– نه. من از توی تماشاچیا قیافه‌ شو ندیدم که مهراد بود

+ تا حالا بازی کامپیوتری یا موبایلی کردی؟

– نه! توی کالاف دیوتی هم تماشاچی بودم.

+ مگه میشه توی بازی، تماشاچی باشی؟

– بله من توی هر دو بخش سولو و اسکواد، تماشاچی سطح پرو ۴۵۰۰ بودم(۱).

+ بعدش با قمه چیکار کردی؟

– من توی تماشاچیا بودم یکی گفت تو که توی تماشاچیا هستی قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.

+ همین؟ بگیر بالا؟

– آره! گفت توی تماشاچیا قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.

+ ولی توی فیلم‌ها، تو داری به بقیه دستور میدی که چیکار کنن!

– من توی تماشاچیا بودم. اون پسره که فامیلمون بود، فامیل که نه آشنا، آشنا که نه! توی تماشاچیا «دراپ شات» بودیم باهم.

+ یعنی حرفه‌ای در کشتن دشمن. خُب بعد؟

– گفت تو که توی تماشاچیا وایستادی قمه‌ات رو «فلنک» کن توی بالای شکم اون.

+ کدوم؟

– یه پسر جوونی رو نشون داد.

+ نگفت چرا باید قمه‌ات رو فرو کنی بالای شکم اون پسر؟

– حتماً «راش» بوده دیگه چه بدونم من توی تماشاچیا بودم.

+ یعنی می‌گفتن به این حمله کن تو هم حمله می‌کردی؟

– نه! من گفتم من توی تماشاچیا هستم، بالای شکم کجا میشه؟

+ تو نمی‌دونی بالای شکم کجاست؟

– ناپ! من فقط زیر شکم راه دستمه.

+ بالاخره زدی؟

– بچه شدی؟! با یه کادی(۲) بالا صحبت می‌کنی‌ها! معلومه که زدم. از پشت فرو کردم تو پهلوش.

+ اون یارو که به تو گفت بزن چیکار کرد؟

– اون هم یکی زد توی اون یکی پهلوش. بعد منو «روتیت» کرد یه جایی اون‌ور شهر تو یه خونه امن.

+ آدرس خونه رو بگو

– نمی‌دونم.

+ چشمی بلدی؟

– نه اصلاً نرسیدیم. سر خیابون توی تماشاچیا بودم که گرفتنم.

+ اون پسره رو هم گرفتن؟

– نه.

+ فرار کرد؟

– نه. یعنی نتونست.

+ پس چی شد؟

– نامرد می‌خواست من رو توی تماشاچیا کیل کنه(۳)، زدنش، «لیزرد» شد(۴).

+ حرف دیگه‌ای داری؟

– من توی تماشاچیا بودم و نمی‌خواستم اون چندنفر رو بکشم و الان پشیمونم!

 

(۱) سولو: بازی انفرادی / اسکواد: بازی تیمی / سطح پرو ۴۵۰۰: بالاترین امتیاز در سطح حرفه ای بازی کالاف دیوتی

(۲) KD: مخفف تعداد کشته و قتلی که بازیکن در بازی کالاف دیوتی انجام داده است

(۳) Kill: کشتن. منو بکشه

(۴) Lasered: اصطلاحی در بازی کالاف دیوتی. وقتی استفاده می شود که یک نفر با یک شلیک خوب مُرده باشد.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی