لطفا مماشات کنید
چند پیشنهاد برای رسیدگی به پرونده قاتلان و مجرمان اغتشاشات اخیر

در خبرها آمده بود که کمیتهای متشکل از دیوان عالی کشور و دادستانی کل کشور تشکیل میشود تا سریعتر به پرونده عاملان تخریب اموال و قاتلان مردم در اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ رسیدگی شود. در همین راستا (یعنی همین راستای رسیدگی به جرم و اینها) ما هم چندتا پیشنهاد داریم که جسارتاً تقدیم میکنیم و امیدواریم که به راستا کمک کند تا سریعتر رسیدگی نماید.
همینجا هم تکذیب میکنیم که اصولاً از بیخ، ذرهای اطلاعات قضایی یا حقوقی داشته باشیم، مطلقا! ابدا! حاشا و کلا!. همینطور تأکید میکنیم که هدف فقط ارائه پیشنهاد است و مسئولین محترم فکر کنند پیشنهادهای ما را توی پیج اینستاگرام رضا کیانیان یا در سایت عینک دودی علی دایی یا روی فرش قرمز فلان جشنواره سینمایی، دیدهاند و اصلاً وقعی ننهند. ما هم چاکریم.
۱- اول اینکه لازم نیست خیلی سریع به پرونده همه مجرمین دستگیر شده رسیدگی شود. دنبالمان که نکردهاند! چندتا از مجرمین اصلی را که سَر آدم بُریدهاند انتخاب کنیم و فقط به پرونده آنها رسیدگی کنیم. بقیه، اگر دوستانی دارند که مبلغ کلانی جور کنند، میتوانند جور کنند.
۲- آن مجرمانی که سَر بُریدهاند یا پوست کندهاند یا چشم درآوردهاند را به ترتیب نام خانوادگی یا تعداد فعالیت! مرتب کنیم و بگوییم در صف بایستند. یکبار عرض کردم بقیه که به کلانتری حمله کردهاند یا ساختمان و اموال مردم را آتش زدهاند هم بروند یک صف برای خودشان درست کنند (اگر اتفاقاً آدم هم داخل ساختمان بوده و سوخته، مال مردم بوده دیگه!).
۳- اگر مجرمی فقط به سمت آدمها تیراندازی کرده است و قصدش کشتن کسی نبوده یا چاقو و قمه را روی گردن و سایر اعضای آدمها کشیده و توی دلش چیزی نبوده، این قاتل، مشمول رسیدگی سریع نمیشود و باید برود در همان صف بند یک بایستد. فرقی نمیکند گلوله، جنگی بوده یا وینچستر. فرقی هم ندارد چاقویش شکاری بوده یا سلاخی. قضیه امنیت مردم است و بهتر است آن را صنفی نکنیم.
۴- صف آنها را از اینها جدا بدانید و اعلام کنید.
۵- صف مجرمانی که متعلق به صنف خاصی هستند را هم از همین حالا جدا کنیم، چون امروز – فردا نامه مینویسد و درخواست آزادی میکند. یادتان هست که؟ پزشکی بود که با زنش آنقدر چاقو و لگد و پنجه بوکس و شهید روحالله عجمیان و آسفالت و اینها.
۶- اگر قاتلین یا بُرندگان سَر آدم، بیشتر از یک نفر بوده و کار را تیمی انجام دادهاند که بیخیال! ایرانیها هیچوقت در کار تیمی خوب نبودهاند. آرمان علیوردی را یادتان هست؟ اینها که اعتراف درست و درمان نمیکنند. این میگوید آن زد، آن میگوید این زد و آخرش هم معلوم نمیشود کی زد؟ برای اینکه درس عبرتی هم گرفته باشند، از اینها به جای یک ضامن، دو تا ضامن معتبر کارمند رسمی بگیریم و رهاسازیشان کنیم بروند توی صف خودشان در خانه خودشان.
۷- میماند مجرمانی که تنهایی سَربُریدهاند و آدم کشتهاند. پیشنهاد ما برای اینها، اینهاست:
الف: مماشات کنید.
ب: کتاب «جنایت و مکافات» فئودور داستایوفسکی را از قفسه پشت سرتان بردارید.
ج: حتی اگر پای چوبهی دار هستند، چهرهشان را بپوشانید و اگر لازم است دست هرکدام یک آباژور بدهید.
د: به صورت مستمر، خانواده کشتهشدگان را بیاورید و با قاتل روبرو کنید. قاتل بگوید گول خوردم، خانواده شهید ضجه بزنند. هماهنگی با محمدرضا حسینیبای یا یوسف سلامی فراموش نشود.
هـ: بعد از مراسم روبرو کردن، همگی بروید در محل قتل و صحنه سَربریدن یا قتل را، هی بازسازی کنید، باور کنید خانواده شهید دوست دارند جزئیات را «چندبار» ببینند.
و: دائماً با خانواده شهید، درباره گذشت، بزرگواری، در مذمت انتقام، ارزش زندگی یک جوان و این چیزها صحبت کنید. حتی ساعت یازده شب زنگ بزنید و صحبت کنید. موقع صبحانه زنگ بزنید و صحبت کنید. موقع ناهار زنگ بزنید و صحبت کنید. از آنها دعوت کنید بیایند در دفتر کارتان و صحبت کنید. وِل کنید بروید خانهشان و صحبت کنید. آدرسشان را پخش کنید هر کی خواست برود صحبت کند. سِلفی با پرویز پرستویی و رامبد جوان فراموش نشود.
ز: کتاب «هنر رندانه به چپ گرفتن» نوشته مارک منسون را به جای کتاب بند (ب)، در قفسه پشت سرتان بگذارید.
۸- همه مجرمها را ممنوعالخروج کنید. عه! این را باید قبل از مرحله ۳ میگفتم. ای بابا! دیگر فایدهای ندارد، هر کس میخواست برود، رفته است. به روابط عمومی بگویید تکذیب کند.
۹- این را هم باید همان اول میگفتم، بازی دیجیتال را رها کنید. حتی به هر دانشآموز، یک اکانت رایگان گوگلپلی بدهید و بگویید فقط بازی دانلود کند. آنقدر بازی را رها کنید، رها کنید، رها کنید، رها کنـ… هُپ!
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.