آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر فرهنگ، مدیریت و طنز

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دختر» ثبت شده است

۱۰
بهمن

اعترافات یک دختر اغتشاشوی دستگیر شده


+ قَمه رو برای چی گرفته بودی دستت؟

– من توی تماشاچیا بودم.

+ خب! قمه چی بود دستت؟

– من تو تماشاچیا بودم قَمه رو یه موتوری به من داد.

+ کدوم موتوری؟

– من توی تماشاچیا بودم. یه موتوری که موتورسوار داشت.

+ همینطوری قَمه رو داد به تو؟

– گفت تو توی تماشاچیا وایستادی بیا این قمه رو بگیر.

+ تو هم گرفتی؟

– من توی تماشاچیا بودم آره قَمه رو گرفتم.

+ بعدش چیکار کردی؟

– گفتم چرا این موتوری‌ها رو از توی تماشاچیا جمع نمی‌کنن؟!

+ با قَمه چیکار کردی؟

– همون توی تماشاچیا شیشه مغازه‌ها رو خرد کردم. نوکش هم گیر کرد به چند نفر.

+ دیگه کی باهات بود؟

– مانی و رامبد و چنگیز و آتیلا و مایا و آزیتا هم توی تماشاچیا بودن.

+ اینا هم قمه داشتن؟

– توی تماشاچیا همه یه چیزی داشتن، حالا قمه یا کلت یا کوکتل یا کلاش. هوراد که هیچکدوم رو نداشت نارنجک برداشته بود.

+ از کجا؟

– اونم از یه موتوری که داشت رد می شد برداشت!

+ اون موتوری رو شناختی؟

– نه. من از توی تماشاچیا قیافه‌ شو ندیدم که مهراد بود

+ تا حالا بازی کامپیوتری یا موبایلی کردی؟

– نه! توی کالاف دیوتی هم تماشاچی بودم.

+ مگه میشه توی بازی، تماشاچی باشی؟

– بله من توی هر دو بخش سولو و اسکواد، تماشاچی سطح پرو ۴۵۰۰ بودم(۱).

+ بعدش با قمه چیکار کردی؟

– من توی تماشاچیا بودم یکی گفت تو که توی تماشاچیا هستی قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.

+ همین؟ بگیر بالا؟

– آره! گفت توی تماشاچیا قمه‌ات رو بگیر بالا توی تماشاچیا.

+ ولی توی فیلم‌ها، تو داری به بقیه دستور میدی که چیکار کنن!

– من توی تماشاچیا بودم. اون پسره که فامیلمون بود، فامیل که نه آشنا، آشنا که نه! توی تماشاچیا «دراپ شات» بودیم باهم.

+ یعنی حرفه‌ای در کشتن دشمن. خُب بعد؟

– گفت تو که توی تماشاچیا وایستادی قمه‌ات رو «فلنک» کن توی بالای شکم اون.

+ کدوم؟

– یه پسر جوونی رو نشون داد.

+ نگفت چرا باید قمه‌ات رو فرو کنی بالای شکم اون پسر؟

– حتماً «راش» بوده دیگه چه بدونم من توی تماشاچیا بودم.

+ یعنی می‌گفتن به این حمله کن تو هم حمله می‌کردی؟

– نه! من گفتم من توی تماشاچیا هستم، بالای شکم کجا میشه؟

+ تو نمی‌دونی بالای شکم کجاست؟

– ناپ! من فقط زیر شکم راه دستمه.

+ بالاخره زدی؟

– بچه شدی؟! با یه کادی(۲) بالا صحبت می‌کنی‌ها! معلومه که زدم. از پشت فرو کردم تو پهلوش.

+ اون یارو که به تو گفت بزن چیکار کرد؟

– اون هم یکی زد توی اون یکی پهلوش. بعد منو «روتیت» کرد یه جایی اون‌ور شهر تو یه خونه امن.

+ آدرس خونه رو بگو

– نمی‌دونم.

+ چشمی بلدی؟

– نه اصلاً نرسیدیم. سر خیابون توی تماشاچیا بودم که گرفتنم.

+ اون پسره رو هم گرفتن؟

– نه.

+ فرار کرد؟

– نه. یعنی نتونست.

+ پس چی شد؟

– نامرد می‌خواست من رو توی تماشاچیا کیل کنه(۳)، زدنش، «لیزرد» شد(۴).

+ حرف دیگه‌ای داری؟

– من توی تماشاچیا بودم و نمی‌خواستم اون چندنفر رو بکشم و الان پشیمونم!

 

(۱) سولو: بازی انفرادی / اسکواد: بازی تیمی / سطح پرو ۴۵۰۰: بالاترین امتیاز در سطح حرفه ای بازی کالاف دیوتی

(۲) KD: مخفف تعداد کشته و قتلی که بازیکن در بازی کالاف دیوتی انجام داده است

(۳) Kill: کشتن. منو بکشه

(۴) Lasered: اصطلاحی در بازی کالاف دیوتی. وقتی استفاده می شود که یک نفر با یک شلیک خوب مُرده باشد.


  • بهزاد توفیق فر