آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر فرهنگ، مدیریت و طنز

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترور» ثبت شده است

۱۰
بهمن

چند پیشنهاد برای رسیدگی به پرونده قاتلان و مجرمان اغتشاشات اخیر

 

در خبرها آمده بود که کمیته‌ای متشکل از دیوان عالی کشور و دادستانی کل کشور تشکیل می‌شود تا سریع‌تر به پرونده عاملان تخریب اموال و قاتلان مردم در اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ رسیدگی شود. در همین راستا (یعنی همین راستای رسیدگی به جرم و این‌ها) ما هم چندتا پیشنهاد داریم که جسارتاً تقدیم می‌کنیم و امیدواریم که به راستا کمک کند تا سریع‌تر رسیدگی نماید.

 

همینجا هم تکذیب می‌کنیم که اصولاً از بیخ، ذره‌ای اطلاعات قضایی یا حقوقی داشته باشیم، مطلقا! ابدا! حاشا و کلا!. همینطور تأکید می‌کنیم که هدف فقط ارائه پیشنهاد است و مسئولین محترم فکر کنند پیشنهادهای ما را توی پیج اینستاگرام رضا کیانیان یا در سایت عینک دودی علی دایی یا روی فرش قرمز فلان جشنواره سینمایی، دیده‌اند و اصلاً وقعی ننهند. ما هم چاکریم.

۱- اول اینکه لازم نیست خیلی سریع به پرونده همه مجرمین دستگیر شده رسیدگی شود. دنبال‌مان که نکرده‌اند! چندتا از مجرمین اصلی را که سَر آدم ‌بُریده‌اند انتخاب کنیم و فقط به پرونده آن‌ها رسیدگی کنیم. بقیه، اگر دوستانی دارند که مبلغ کلانی جور کنند، می‌توانند جور کنند.

۲- آن مجرمانی که سَر بُریده‌اند یا پوست کنده‌اند یا چشم درآورده‌اند را به ترتیب نام خانوادگی یا تعداد فعالیت! مرتب کنیم و بگوییم در صف بایستند. یک‌بار عرض کردم بقیه که به کلانتری حمله کرده‌اند یا ساختمان و اموال مردم را آتش زده‌اند هم بروند یک صف برای خودشان درست کنند (اگر اتفاقاً آدم هم داخل ساختمان بوده و سوخته، مال مردم بوده دیگه!).

۳- اگر مجرمی فقط به سمت آدم‌ها تیراندازی کرده است و قصدش کشتن کسی نبوده یا چاقو و قمه را روی گردن و سایر اعضای آدم‌ها کشیده و توی دلش چیزی نبوده، این قاتل، مشمول رسیدگی سریع نمی‌شود و باید برود در همان صف بند یک بایستد. فرقی نمی‌کند گلوله، جنگی بوده یا وینچستر. فرقی هم ندارد چاقویش شکاری بوده یا سلاخی. قضیه امنیت مردم است و بهتر است آن را صنفی نکنیم.

۴- صف آن‌ها را از این‌ها جدا بدانید و اعلام کنید.

۵- صف مجرمانی که متعلق به صنف خاصی هستند را هم از همین حالا جدا کنیم، چون امروز فردا نامه می‌نویسد و درخواست آزادی می‌کند. یادتان هست که؟ پزشکی بود که با زنش آنقدر چاقو و لگد و پنجه بوکس و شهید روح‌الله عجمیان و آسفالت و این‌ها.

۶- اگر قاتلین یا بُرندگان سَر آدم، بیشتر از یک نفر بوده و کار را تیمی انجام داده‌اند که بی‌خیال! ایرانی‌ها هیچوقت در کار تیمی خوب نبوده‌اند. آرمان علی‌وردی را یادتان هست؟ این‌ها که اعتراف درست و درمان نمی‌کنند. این می‌گوید آن زد، آن می‌گوید این زد و آخرش هم معلوم نمی‌شود کی زد؟ برای اینکه درس عبرتی هم گرفته باشند، از این‌ها به جای یک ضامن، دو تا ضامن معتبر کارمند رسمی بگیریم و رهاسازی‌شان کنیم بروند توی صف خودشان در خانه خودشان.

۷- می‌ماند مجرمانی که تنهایی سَربُریده‌اند و آدم کشته‌اند. پیشنهاد ما برای این‌ها، این‌هاست:

الف: مماشات کنید.

ب: کتاب «جنایت و مکافات» فئودور داستایوفسکی را از قفسه پشت سرتان بردارید.

ج: حتی اگر پای چوبه‌ی دار هستند، چهره‌شان را بپوشانید و اگر لازم است دست هرکدام یک آباژور بدهید.

د: به صورت مستمر، خانواده کشته‌شدگان را بیاورید و با قاتل روبرو کنید. قاتل بگوید گول خوردم، خانواده شهید ضجه بزنند. هماهنگی با محمدرضا حسینی‌بای یا یوسف سلامی فراموش نشود.

هـ: بعد از مراسم روبرو کردن، همگی بروید در محل قتل و صحنه سَربریدن یا قتل را، هی بازسازی کنید، باور کنید خانواده شهید دوست دارند جزئیات را «چندبار» ببینند.

و: دائماً با خانواده شهید، درباره گذشت، بزرگواری، در مذمت انتقام، ارزش زندگی یک جوان و این چیزها صحبت کنید. حتی ساعت یازده شب زنگ بزنید و صحبت کنید. موقع صبحانه زنگ بزنید و صحبت کنید. موقع ناهار زنگ بزنید و صحبت کنید. از آن‌ها دعوت کنید بیایند در دفتر کارتان و صحبت کنید. وِل کنید بروید خانه‌شان و صحبت کنید. آدرسشان را پخش کنید هر کی خواست برود صحبت کند. سِلفی با پرویز پرستویی و رامبد جوان فراموش نشود.

ز: کتاب «هنر رندانه به چپ گرفتن» نوشته مارک منسون را به جای کتاب بند (ب)، در قفسه پشت سرتان بگذارید.

۸- همه مجرم‌ها را ممنوع‌الخروج کنید. عه! این را باید قبل از مرحله ۳ می‌گفتم. ای بابا! دیگر فایده‌ای ندارد، هر کس می‌خواست برود، رفته است. به روابط عمومی بگویید تکذیب کند.

۹- این را هم باید همان اول می‌گفتم، بازی دیجیتال را رها کنید. حتی به هر دانشآموز، یک اکانت رایگان گوگل‌پلی بدهید و بگویید فقط بازی دانلود کند. آنقدر بازی را رها کنید، رها کنید، رها کنید، رها کنـ هُپ!


  • بهزاد توفیق فر