آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

بزرگی راگفتند:آینده بشرتاریک است. پاسخ داد: ولی وظیفه ماروشن است

آینده روشن

تولید، نشر و بازنشر فرهنگ، مدیریت و طنز

بایگانی

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طنز» ثبت شده است

۲۵
اسفند
در این شماره از راه راه علاوه بر مرور اتفاقات و رویدادهای مهم سال 95  میتوانید مطالبی را در قالب دو پرونده ویژه آن که به مناسبت پایان سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل و همچنین و پرونده ای برای شخصیت سال؛ روح برجام منتشر شده است، بخوانید.
 
درگذشت «محمدعلی کِلِی» اسطوره ی بوکس جهان، بررسی عوامل پیدایش مگس سفید در تهران، طرح یکسان سازی قبور شهدا، منحل شدن تیم «برق شیراز» قدیمی ترین تیم باشگاهی ایران، واکنش های جهانی علیه لغو کنسرت ها، انتقادات از لباس تیم ملی فوتبال و المپیک، گزارش عربستان از فاجعه ی منا، پرداختن برنامه نود به موضوعات غیر فوتبالی، آغاز بکار مجلس دهم، آلودگی هوا، مرخصی های طولانی مدت مهدی هاشمی،حقوقهای نجومی و کاهش رتبه ایران در زمینه رشد علمی از جمله رویدادهای سال 95 هستند که مطالب طنزی پیرامون آنها نوشته شده است.
 
از بخش های خواندنی این شماره می توان به مرور خلاصه وار و تیترگونه ی مهمترین اتفاقات سال گذشته در قالب روزشمار 95 اشاره کرد که در ادامه چند بخش کوتاه از آن را از نظر می گذرانیم:
 
16 فروردین: سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه دیروز بدون اینکه آثاری از شوخی یا خنده در حرفش باشد گفت: دولت خود را مکلف به حذف یارانه سه دهک بالای درآمدی کرده است.  گفت و رفت.
 
22 فروردین: بلاخره دنبال کردن کانال های تلگرامی ناجور، اولین تلفات خود را داد. با قربانی شدن «ستایش» شش ساله، بنا شد خانواده ها خودشان یک جوری بحث فیلترینگ را از خانه آغاز کنند(چیزی شبیه تفکیک زباله از مبدأ).
 
15 شهریور: سرانجام با تلاش های دستگاه دیپلماسی در حاشیه نشست های بین المللی «نیکلاس هایتون» به عنوان سفیر جدید انگلیس در ایران منصوب شد. در پی این سانحه «فیلیپ هاموند»  وزیر خارجه وقت انگلیس گفت: "دیگه ولم می کنی جواد؟"
 
21 تیر: شاهد کوچ کاربران مناطق گرمسیری و سردسیری کشور به صفحه یکی دیگر از مشاهیر ورزشی دنیا با نام «دیمیتری پایت» بودیم. نامبرده پس از این تاریخ فهمید فحشها از آنچه در فضای مجازی می بیند و می شنود به آدم نزدیکتر اند. 
 
6 تیر: بازگشت مهدی طارمی «آقای گل»  به تیم سابقش. در همین راستا سخنگوی باشگاه پرسپولیس ضمن تأیید این خبر با خوشحالی افزود: کودتاچی شود سبب خیر اگر خدا خواهد. 
 
 
همچنین در سر مقاله این شماره نوشته شده است: ما در پایان سالی که نان شب به زور گیر می آید ویرمان گرفت متفاوت به نظر برسیم و به جای اینکه مثل بچه ی آدم، از میان وزیر و وکیل و ورزشکار و بازیگر و دانشمند و.... یک نفر را به عنوان چهره سال انتخاب کنیم، برویم سراغ یک روح. البته خداوکیلی آنقدر که این روح در زندگی ما نقش داشته است، هیچکدام از این آدمهایی که گفتم نقش نداشتند. حالا اگر خودتان در این یکسال در ایران زندگی کرده باشید حتماً این موضوع را تأیید می کنید، اگر هم در ایران زندگی نکرده اید(مثلاً به صورت زیرپوستی دارم می گویم ما مخاطبان خارج از ایران هم داریم! ) که خب، مطالب را بخوانید تا متوجه شوید. 
 
برای اطلاع از مراکز توزیع نسخه چاپی راه راه در سطح کشور میتوانید به این نشانی مراجعه کنید.
 

 
همچنین نسخه PDF این شماره از راه راه به قیمت 2400 تومان از اینجا قابل خرید است. نسخه چاپی راه راه به قیمت 5 هزار تومان عرضه میشود.

منبع: http://rahrahtanz.ir/


  • بهزاد توفیق فر
۱۸
شهریور


خلاصه یک مصاحبه کاری برای استخدام یک مدیر نجومی

راه راه/ خیلی خسته تر از این هستم که به مصاحبه ادامه بدهم، اما خودم را با این وعده که “ظاهراً فقط یک نفر مونده” گول می زنم و پوشه سرخ رنگ را پیش می کشم. همینطور که پرونده اش را زیر و رو می کنم بلند صدا می زنم: نفر بعدی لطفاً ! این یکی هم همه شرایط اولیه اش کامل است. فیش حقوقی بالای پنجاه میلیون تومان، حساب ارزی و ریالی در بانک های خارج از کشور، تابعیت دوم، مالکیت چندشرکت خصوصی و حضور در هیئت مدیره چندشرکت دیگر و غیره! خودش باجناق دکتر کلمرودی است و خانمش صبیه حاج آقا محبت، این هم مستندات فعالیت فرزندانش در صرافی، نقل و انتقال ارز، پیمانکاری های ویژه نفت وگاز و واردات کالاهای خاص… تصمیم می گیرم خیلی طولش ندهم.

هنوز کاملاً  روی صندلی مقابلم جاگیر نشده که نگاهم را از پشت عینک به او می دوزم و ضربه اول را می زنم: “بزرگترین مانع ارتقای رفاه، آسایش و سلامت مردم چیه به نظر شما؟”  از سادگی سوال خوشحال به نظر می رسد و می گوید: “بله، البته بدیهیه که لغو کنسرت ها و شعار مرگ برآمریکا از موانع بزرگ آسایش و رفاه مردم ماست!”
چندان دلچسب به نظر نمی رسد. با نارضایتی لبهایم را کج و کوله می کنم و می پرسم: “اگر شما مسئول تقسیم بودجه کشور باشید اولویت را به چه مسائلی می دهید؟” تنه سنگینش را جابجا می کند و صدای ناله صندلی را در می آورد:
“ساده است! ما هیچ جنگ یا تجاوزی به مرزهامون– نه داخلی و نه خارجی –  در تاریخ سیصدسال گذشته ایران نداشته ایم که لازم باشه در مقابلش دفاع کنیم یا برای حفظ جان و مال و ناموسون حرکتی از خودمون نشون بدیم!” لبخند مسخره ای می زند و ادامه می دهد: “البته من همیشه در درس تاریخ ضعیف بوده ام اما به همون دلیل که عرض کردم، بنده به شخصه اولویت بودجه کشور رو اختصاص میدم به حمایت از هنرمندانی که به شبکه های تلویزیونی خارجی رفتن. حتماً مستحضرید که هیچ راهی بهتر از این برای حفظ و اشاعه زبان پارسی نیست و…”
حرفش را قطع می کنم و با کمی جدیت ساختگی می گویم: به عنوان سوال آخر بفرمایید اگر امام خمینی، همون سالهای اول جنگ، قطعنامه رو قبول می کردند، بهتر نبود؟ با چشمان گرد شده به من زل می زند و همزمان آب دهانش را قورت می دهد، دستمالی از جیبش در می آورد و عرق روی پیشانی و قسمت های خالی جلوی سرش را پاک می کند و با تعجب می پرسد: “امام خمینی؟!!”
نگاهی به تاریخ تولدش می اندازم، خرداد ۱۳۴۲٫٫٫ سر بلند می کنم و با ناباوری تکرار می کنم: بله امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران! باز همان لبخند مسخره را تحویلم می دهد و می گوید: البته همونطور که عرض کردم من همیشه در درس تاریخ ضعیف بودم!
نفس راحتی می کشم، پوشه را می بندم و خودم را روی پشتی صندلی رها می کنم. لبخند می زنم و می پرسم: حقوق پیشنهادی شما چقدره؟


بیشتر بدانید: rahrahtanz.ir

  • بهزاد توفیق فر
۲۳
دی

بالاخره با تلاش غیرتمندانه و دلسوزانه همه ارکان و اعوان و انصار و اغیار دولت در طول روی کار امدن دولت یازدهم، عزت به پاسپورت ایرانی بازگشت و اینجانب به نمایندگی از همه کسانی که از دور و نزدیک قدم رنجه کرده و... ببخشید... ضمن تبریک و تهنیت و شادباش به مناسبت این دستاورد ملی و جهانی که دولت احمدی نژاد عمراً نمی توانست آن را به دست آورد، شایسته است ملت عزیز ایران به جای حرف زدن درباره گرانی و خط فقر و رکود و... مقدمات برگزاری جشن بزرگی را به همین مناسبت فراهم کرده و همه بریزن تو خیابونا... چیزه... یعنی به شادمانی بپردازند.

به همین مناسبت و دقایقی پس از اینکه بعد از مدتها یکبار هم جان کری به ظریف زنگ زد – نه برعکس – مجلس جشنی در وزارت امورخارجه برگزار می باشد و وسیله ایاب و ذهاب ... ای بابا ... سربازان آمریکایی را هم سریع ازاد شدند بروند دنبال زندگی و زن و بچه اشان، گناه دارن طفلکیا !

  • بهزاد توفیق فر
۳۱
تیر
فکرم همه جا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده زردوز که محراب دعا نیست
از شدت اخلاص من عالم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
از کمیت کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
یک ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
هر رکعت من حائز عنوان جهانی است! 
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
چندی است که این حافظه در خدمت ما نیست
ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شام نیست
هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکی است، ربا نیست!
از بس که پی نیم وجب نان حلالیم
در سجده همان رونق اگر هست، صفا نیست
به‌به، چه نمازی است! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست!

سعید طلایی
  • بهزاد توفیق فر
۰۹
ارديبهشت

 در آستانه یازدهم اردیبهشت، سالروز درگذشت هنرمند طنزپرداز آقای کیومرث صابری مدیرمسئول مجله «گل‌آقا»، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن پاسخ رهبر انقلاب به نامه‌ی مرحوم صابری در سال ۱۳۷۰ را بازنشر می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه‌ی آقای کیومرث صابری فومنی مدیر مسئول مجله‌ی «گل آقا» فرمودند: «ادعا نمیکنم که کار شما کامل و بیعیب است؛ اما با ملاحظه‌ی اجمالی شماره‌های «گل‌آقا»، امید هرچه بهتر شدن و کاملتر شدن آن را دارم.»
 
متن کامل نامه رهبر انقلاب اسلامی به مدیر مسئول «گل‌آقا» به شرح زیر است:
 
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
خدا را شکر که این طنز شیرین و پُرمغز، به دوره‌ی جلد شده‌ی یکساله رسید و آزمونی از یک اقدام موفق در یک خلأ فرهنگی و هنری را در برابر چشم همه‌ی کسانی که برای شروع کارهای لازم، تردیدها را بر تصمیمها غلبه میدهند، گذاشت. ادعا نمیکنم که کار شما کامل و بیعیب است؛ اما با ملاحظه‌ی اجمالی شماره‌های «گل‌آقا»، امید هرچه بهتر شدن و کاملتر شدن آن را دارم.
 
طنز صادق و دلسوزانه باید همه‌ی نقاط معیوب، بخصوص آنها را که کمتر به چشم میآیند و آنها که بیشتر به علم و اطلاع همگان از آن نیاز هست، هنرمندانه ببیند و بنمایاند. امروز جامعه و نظام انقلابی ما با دشمنانی روبه‌روست که همه‌ی ابزارهای محسوس و نامحسوس را برای ضربه زدن و جریحه‌دار کردن مردم و نظام و انقلاب به کار میبرند. برای آگاه کردن ذهن مردم از خدعه‌ی دشمن، چه وسیله‌یی از طنز هنرمندانه و شیرین و زیرکانه، بهتر و کاری‌تر؟
 
ان‌شاءالله شما و همکارانتان موفق باشید.
 
سیّد علی خامنه‌ای
۱۳۷۰/۴/۲۷
  • بهزاد توفیق فر